Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 261

Contributors:

P.261
پنج است أول واجب چون نكاح زن يا كنيزى كه بر ايشان ترسند از افتادن به زنا دوم مستحب چون نكاح خويشان جهت صله رحم سيم حرام چون نكاح زنانى كه به سبب رضاع وغير آن حرام شده باشند وهمچنين زنان كافره غير يهودية وأهل كتاب را به عقد دوام خواستن ونكاح جماعتى از زنان كه در ميان ايشان يكى از محرمان باشد چون مادر يا خواهر ومشتبه باشند چه نكاح جميع آنها حرام است چهارم مكروه چون نكاح زنان سفيه وزنى كه عقيم باشد يعنى از أو فرزند به هم نرسد ونكاح دختر زنى كه نگاه به عورت أو كرده باشند پنجم مباح وآن ماعداى چهار قسم مذكور است وباز نكاح كردن منقسم مىشود بر سه قسم أول نكاح كردن زن آزادى كه سبب ميراث بردن از يكديگر شود واين قسم را نكاح دايمى گويند قسم دوم نكاح كردن زن آزادى كه سبب ميراث بردن از همديگر نشود وآن را نكاح متعه گويند قسم سيم نكاح كردن كنيز وآن بر سه قسم است أول كنيز غير را به عقد خواستن دوم كنيز غير را به تحليل خواستن چنانچه مذكور خواهد شد سيم خريدن كنيز چه به مجرد خريدن وطى أو حلال مىشود مطلب أول در بيان نكاح متعه بدان كه مشروع بودن نكاح متعه پيش فرقه ناجيه اثنى عشريه اجماعى است ومشروعيت آن به نص قرآن وأحاديث موافق ومخالف ثابت است خلافا للمخالفين چه ايشان مىگويند كه مشروع بودن آن نسخ شده واحاديثى كه در باب نسخ شدن آية كريمه قرآنيه نقل كرده اند همه معارض يكديگرند وقول عمر كه دو متعه در زمان حضرت رسالت پناه صلى الله عليه وآله وسلم حلال بوده ومن نهى مىكنم از آن دلالت بر آن مىكند كه نسخ نشده بود وبواسطة قول عمر آية صريحه قرآنيه را نسخ كردن معقول نيست زيرا كه اگر عمر به اجتهاد خود حرام كرده اجتهاد در مقابله نص قرآني خطاست واگر به طريق روايت از حضرت رسالت پناه صلى الله عليه وآله بوده چگونه اينچنين حكمي بر جميع صحابه تا زمان خلافت عمر مجهول بوده باشد ودر صحاح ترمذى هروى كه يكى از علماى مخالفين است مذكور است كه شخصي از أهل شام از عبد الله عمر پرسيد كه پدر تو متعه را نهى كرده است أو در جواب شامي گفت اگر چه پدرم نهى كرده اما حضرت رسالت پناه صلى الله عليه وآله نهى نكرد وحلال كرده است وكارى كه آن حضرت كرده باشد جهت قول پدرم ترك