Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 244

Contributors:

P.244
شرط كند كه در دست أو باشد صحيح نيست واگر در دست هر دو باشد آيا صحيح است يا نه در آن خلاف است يازدهم كار كردن چه نفع در برابر كار كردن است وآن هر چيزيست كه مالك متولى آن مىتوانست شد چون باز كردن متاع وپيچيدن آن وخريد وفروخت آن ودر صندوق نهادن آن وآنچه بدان ماند دوازدهم آنكه عمل تجارت باشد پس مضاربه در غير تجارت كردن صحيح نيست سيزدهم آنكه فايده مخصوص عامل ومالك باشد پس اگر شرط كنند كه فايده را به أجنبي دهند صحيح نيست اما اگر مالك جهت غلام خود چيزى شرط كند صحيح است چهاردهم آنكه فايده مشترك باشد ميانه ايشان پس اگر مالك شرط كند كه فايده از أو باشد يا از عامل صحيح نيست پانزدهم آنكه حصه معلوم باشد چون نصف يا ثلث يا ربع اما اگر گويد كه از فايده آنها صد دينار از تو باشد صحيح نيست وعقد مضاربه عقدي است جايز هر وقت كه خواهند فسخ مىتوانند كرد خواه مال نقد شده باشد وخواه نشده باشد وهر گاه فسخ كنند ومتاع نقد نشده باشد وفايده ظاهر باشد عامل بفروشد واگر مالك از فروختن امتناع نمايد حاكم أو را بر فروختن جبر كند ومنفسخ مىشود مضاربه به مردن يا ديوانه شدن هر يك از ايشان وهر شرط مشروعى كه مالك در عقد كند صحيح است مثل آنكه به مال أو سفر نكند يا از شخصي معين متاع را بخرد اما اگر شرط كند كه عامل ضامن باشد وچيزى كه از مايه نقصان شود بر عامل باشد يا شرط مدتي كند صحيح نيست ونفقه عامل در سفر از أصل مال است وعامل همچون وكيل است وتصرفات أو همه صحيح است با غبطه وعالم بودن به اذن مالك وآنكه از قيمت واقعي كمتر نفروشد وبه ظهور فايده كار كننده مالك حصه خود مىشود وبعضي از مجتهدين گفته اند هر گاه كه نقد شود مالك مىشود وعامل امين است وقولش مقبول است در مقدار مايه وتلف وتقصير نكردن ونقصان شدن مقدار فايده وقول مالك مقبول است در رد كردن متاع وآنكه اذن در نسيه فروختن متاع نداده ومقدار حصه عامل از فايده فصل پنجم در وكيل كردن كسى جهت تصرف در چيزى بالذات ودر آن چند موقف است موقف أول در شروط وكالت وآن ده چيز است أول ايجاب وآن هر لفظي است كه دلالت كند بر ثابت گردانيدن شخصي ديگرى را در تصرف كردن در مال أو چون وكلتك يا استنبتك يعنى وكيل كردم تو را يا نايب گردانيدم تو را دوم قبول وآن هر لفظي است