Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 240

Contributors:

P.240
محصول شريك باشى به حصه معلومى وكار كنى دوم قبول وآن هر لفظي است كه دلالت كند بر رضاى ايجاب سيم آنكه هر يك از ايشان بالغ وعاقل باشد چه اگر طفل يا ديوانه باشد صحيح نيست چهارم آنكه جايز التصرف باشد چه اگر مفلس يا مست يا بيهوش يا خفته يا غاصب باشد صحيح نيست پنجم تعيين مدت زراعت وضبط وحفظ آن به ماه وسال ششم آنكه منتفع شدن به آن زمين ممكن باشد چه اگر آن زمين آب نداشته باشد از نهر يا چشمه يا چاه برزگر مخير است در فسخ وهمچنين اگر آب زمين در اثناى مدت منقطع شود برزگر مخير است پس اگر فسخ كند اجرت آنچه كار كرده است مىگيرد هفتم آنكه برزگر حصه داشته باشد هشتم آنكه قدر حصه مشخص باشد چه با جهالت آن صحيح نيست نهم آنكه حصه مشترك باشد چه اگر مقسوم باشد صحيح نيست ومكروه است كه مالك با حصه چيزى از طلا ونقره شرط كند وغير طلا ونقره مكروه نيست وهر گاه اين شروط به هم رسد عقد مزارعه لازم مىشود وهيچكدام را اختيار فسخ نمىرسد مگر آنكه هر دو راضى شوند به فسخ وباطل نمىشود به مردن هر يك از ايشان وهر گاه عقد مزارعه مطلق واقع شود برزگر مخير است در زراعت به هر نوعي كه خواهد زراعت كند واگر مالك نوعي را معين كند آن نوع متعين مىشود ودر اين صورت اگر خلاف نوع مالك كند به چيزى كه ضرر به مالك رسد مالك مخير است ميانه فسخ وامضا وبا فسخ أجرة المثل مىگيرد وبا امضا تفاوت واخراجات زمين وخراج ( 1 ) سلطان بر مالك است مگر آنكه مالك شرط كرده باشد كه برزگر بدهد واگر مالك شرط كند كه زمين از أو باشد وتخم وگاو وعمل از ديگرى جايز است وبعضي از مجتهدين برآنند كه هر گاه عقد مزارعه مطلق واقع شود تخم برزگر را بايد داد وبعضي از مجتهدين گفته اند كه مزارعه در اين صورت باطل است وجايز است كه شرط كنند كه تخم از هر دو باشد خواه در حصه موافق باشند وخواه مختلف وخواه در تخم مساوى باشند وخواه مختلف وهر گاه مزارعه فاسد شود زراعت از كسى است كه تخم داده وبر أو اجرت زمين زراعت لازم است وجايز است كه مالك حصه برزگر را به خرص وتخمين از أو به چيزى قبول كند وقبول برزگر در اين صورت لازم نيست پس اگر قبول كند مالك را
Footnote
( 1 ) تمام اخراجات زمين بر مالك بودن معلوم نيست صدر دام ظله العالي