Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 239

Contributors:

P.239
بريزد يا آفتاب آن را نرم سازد يا به ملاقاة نجاست نجس شود هفتم باز كردن در خانه كه محبوسى در آن باشد تا آنكه بگريزد هشتم آنكه چيزى را به بيع فاسد يا غير آن تصرف كرده باشد نهم سردادن چارواى خود كه ضررى به غير رساند دهم تقصير دلال در محافظت متاع ومال يازدهم تقصير گرو گيرنده در محافظت گرو دوازدهم تقصير باغبان وبرزگر در محافظت باغ وزراعت سيزدهم تعدى شريك از آنچه شريك أو در تصرف در مال شراكت اذن داده باشد يا تقصير كردن أو در محافظت مال شركت چهاردهم تقصير كردن عامل مضاربه وتعدى از اذن مالك چه با تلف در اين صورت ضامن است پانزدهم امتناع وكيل از تسليم مال موكل بي سبب شرعي وتلف شدن آن شانزدهم تعدى وكيل از آنچه موكل تعيين كرده هفدهم تقصير كردن كسى كه چيزى يافته باشد در حفظ ودر تملك آن ودر صورتي كه كسى وصف آن كند وبه أو دهد بي اذن حاكم آنگاه گواه بگذرد كه مالك ديگرى بوده وآن تلف شده باشد هجدهم تدليس كردن در نكاح چه مدلس مهر را ضامن است نوزدهم اگر صداق در دست شوهر پيش از قبض زن فوت شود قيمت آن را از وقت مطالبه تا وقت تلف آن ضامن است بيستم هر گاه زن نشوز كند وشوهر أو را بزند به نوعي كه تلف شود يا عضوى از اعضاى أو مجروح گردد ضامن است بيست ويكم افساد نكاح چون شير دادن زن بزرگ زن كوچك را وغير آن بيست ودوم هر گاه عوض چيزى كه زن در خلع كردن ميدهد تلف شود ضامن است عوض آن را بيست وسيم ضمان قيمت بهيمه با دخول كردن به أو بيست وچهارم ضمان ديت آدمي واعضاى أو وأرش نقصان به طريقي كه در آخر اين كتاب مذكور خواهد شد بيست وپنجم حيوان مأكول اللحم يا غير آن را كشتن چه كشنده تفاوت ميان زنده وكشته أو را ضامن است اگر تفاوتى داشته باشد واگر تفاوتى نداشته باشد ضامن قيمت آنست بيست وششم چارواى كسى كه در شب يا روز نقصانى به زراعت يا غير آن رساند صاحبش با تقصير ضامن است مطلب چهارم در توابع اجاره وعاريت وغصب ودر آن چند فصل است فصل أول در مزارعه يعنى برزگر گرفتن كه زراعت كند وحصه از حاصل بر دارد وشروط آن نه است أول ايجاب چون زارعتك يعنى برزگر كردم تو را به آنكه در