Skip to main content

جامع عباسى ( فارسي ) — Page 159

Contributors:

P.159
از مسلمانان را جايز بود كه هر يك از كافران را أمان دهد صلح آنچنان نيست وهر گاه امام با كفار صلح كند بر أو واجبست كه ايشان را وأموال ايشان را نگاه دارد وهر شرط مشروعى كه در صلح واقع شود وفا به آن كند واگر امام بعد از آنكه با كفار صلح كرده باشد بميرد بر امامي كه بعد از اوست لازم است كه وفا به شرط أو نمايد وهر گاه كافران كارى كنند كه منافى صلح باشد صلح باطل مىشود وهمچنين هر گاه بعضي از ايشان كارى كنند كه منافى صلح باشد وجماعت ديگر بر صلح قائم باشند صلح نسبت به جماعت أول باطل است وهر گاه بر امام ظاهر شود كه كفار صلح را بر هم خواهند زد يا از ايشان خيانتى ظاهر خواهد شد جايز است كه صلح را بر طرف كند به شرطي كه مجرد گمان نباشد بلكه ظن أو غالب باشد وهر گاه ميانه كفارى كه امام با ايشان صلح كرده باشد نزاع واقع شود ودعوى خود را به امام رفع نمايند لازم است بر امام به طريق اسلام ميانه ايشان حكم كند واگر جهودان ونصارى دعوى خود را با امام رفع نمايند مخير است كه ميانه ايشان به طريق اسلام حكم كند يا از ايشان اعراض نمايد وجواب ايشان ندهد فصل هفتم در بيان غنيمت واحكام آن وكيفيت قسمت آن ميانه جهاد كنندگان بدان كه غنيمت مالي است كه جهادكنندگان بر سبيل قهر وغلبه گرفته باشند وآن بر سه قسم است قسم أول آنكه قابل نقل وتحويل باشد چون أثاث البيت وآنچه بدان ماند اما رخت پوشيدنى وعمامه وسلاح چون شمشير ونيزه وزره وسپر واسبى كه در معركه بر أو سوار باشند يا در دست داشته باشند به كساني تعلق دارد كه ايشان را كشته باشند وآيا انگشترى وميان بند وهميان كفار تعلق به كشندگان ايشان دارد يا نه ميانه مجتهدين خلاف است أقرب آنست كه تعلق به كشندگان دارد وبعضي از مجتهدين برآنند كه اگر امام شرط كرده باشد كه اينها از كشنده باشد از اوست والا داخل غنيمت است وغنيمت را بعد از آنكه جمع كرده باشند أول مىبايد كه امام اجرت جماعتى را كه به جهت مصلحتى ايشان به اجرت گرفته باشد بدهد واجرت نگاهدارنده چهار پايان وعلف ايشان را در مدت احتياج بيرون كند آنگاه خمس آن را بيرون كند وبه مستحق آن رساند آنگاه به زنان وأطفال وغلامان وكافران كه به مدد مسلمانان آمده باشند ودر جنگ گاه حاضر باشند آنچه صلاح داند بدهد به شرط آنكه كمتر از حصه ء جهاد كنندگان باشد وبعضي از مجتهدين گفته اند كه اگر