دادن كذلك .
دوم آن كه به سبب امتلا و بسيارى خوردن غذا در معده فاسد شود و باعث اين مرض گردد و حدوث فزع از فساد طعام به دو نوع مىتواند شد :
يكى آن كه بخارات غليظ مرتفع شود و روح نفسانى را مشوّش سازد .
دوم آن كه هر گاه طعام در معده فاسد شود و معده از آن اذيت يابد ، اذيت وى از قوت حسّاسه متأدّى گردد به سوى قوت مصوّره و متخيّله ، پس احلام هائله مىنمايد .
توجيه اول از جالينوس است و ثانى از شيخ .
بالجمله علاجش آن است كه غذا كمتر دهند و بعد طعام نگذارند كه زود بخواب رود .
و اگر منع ممكن نباشد و يا خواب او مطلوب بود ، مهد او محكم بجنبانند تا ممدّ هضم و تحليل شود و عسل قدرى بليسانند تا اعانت دهد بر هضم و انحدار و مصطكى باريك سائيده با نبات اندكى بخورانند فقط ، يا همراه نان .
سوم آن كه مقدمهء جُدَرى و حصبه باشد و تدبيرش در محل آن آيد .
انتباه گاه باشد كه طفل را حالتى قريب به كابوس پديد آيد در خواب و علاجش آن است كه جندبيدستر ببويانند و آنچه در ريح الصبيان ذكر يافته حسب حاجت قدرى از آن بگيرند و قبل از خواب بشيافهء صابون طبع نرم كنند كه مفيد است .
الفزع في اليقظة ، يعنى ترسيدن در بيدارى
پوشيده نماند گاه باشد كه طفل در بيدارى از چيزى بترسد و به سبب ضعف نفوس و قلّت درك هم اندر بيدارى به تصور آن منفزع شود و حال آنكه معده از امتلا و فساد سالم باشد . و تدبيرش همان است كه در قسم اول به فزع في النوم گذشت .
الزكام و النزلة
پوشيده نماند كه در ايام طفوليت بنا بر توفير رطوبت و ضعف دِماغ اين مرض بيشتر افتد ، خاصه عند ملاقات برد خارجى به سر ، از اينجا است كه پوشيده داشتن سر اطفال اشدّ تأكيد كردهاند .
و چون سعال در اكثر با نزله يار باشد ، در بحث سعال ، تدبير زكام و نزله گفته شود .
و ملاك امر در اينها مرضعه را از گوشت و شير و شيرينى پرهيز فرمودن است و سر اطفال را گرم داشتن .
وجع الأذن
بايد دانست كه اطفال را بيشتر درد گوش از باد و رطوبت پديد آيد .
علامت درد گوش آن است كه طفل گريه كند بى سبب ديگر و اضطراب نمايد و اگر درد شديد بود و هر زمان دست به گوش برد و چون بر آن جانب خوابانند و يا دست بر آن گذارند ، تسكين يابد ، و خضرت براز و پيچيدن سر و گردن نيز از نشان وى است .
علاج : حضض مكى و صعتر و ملح طبرزد و عدس و مرمكى و حب حنظل و ابهل ، هر چه از اينها ميسّر آيد در روغن گل يا روغن كنجد يا روغن بادام بجوشانند و چند قطره از آن در گوش چكانند .
و بدانند كه در گوش هر چه چكانند بايد كه نيمگرم باشد و دواى قوى هيچ وقت به گوش ايشان نبايد نهاد كه خوف ورم و كرى دارد .
و باديان خائيده و به پارچهء رقيق بسته در سوراخ نهادن نفع دارد .
و بابونه در آب جوشانيده در ظرفى لولهدار انداختن و آن لوله را بر سوراخ گوش نهادن تا بخار آن به گوش رسد سودمند است .
فائده اگر سبب وجع ، ورم گرم باشد ، تپ لازم بود
و تدبيرش آن كه زلو در