كودك بالطبع براى ديدن سرخ كه مطلوب ايشان است چشم را بدانسو مائل دارد .
و طريق ديگر آن است كه برقع بر روى او در پوشند و در مقابل حدقه ، برقع را شگاف كنند و محاذات آن چراغ افروزند تا بنا بر نگريستن به تكلف چشم به اصلاح آيد ، چنانچه روى ملقو به واسطهء نظر كردن در آئينه چينى صلاح مىگردد .
و بايد كه دايه را اغذيهء لطيف دهند و در مرض حول اغذيهء مبخره و جماع زيانكار شناسند .
التصاق الجفن ، يعنى چسپيدن پلك چشم
و وى چون زياده شود از معهود ، خواب كه مفيد اطفال است مقدمهء رمد باشد .
علاجش آن است كه هر صباح به بول گرم چشم را بشويند و كحل اصفاهانى كشند .
در حوالى چشم از خارج توتيا شسته مسحوق خشك بمالند و از گرد و غبار و بوى بصل و بوى جوز تر و بوى خرپزه و شمّامه نگاه دارند .
و اگر دودهء چوب گز در چشم كشند تا آب از چشم و بينى بيالايد مفيد آيد .
زرقه ، يعنى كبودى چشم
و وى اگر موروثى نبود علاج توان كرد .
علاج آن است كه در مدت چله طفل را هر هفته چند نوبت مشك و زعفران مساوى با هم نيكو سحق كرده به ميل در چشم كشند .
و اگر به شير مادر سرشته بكشند مىشايد .
و از موم شياف كوچك سازند و در سحيق مشك و زعفران گردانيده در هر هفته دو مرتبه استعمال مىكرده باشند اين علاج مفيد آيد .
و بعد چله اگر زائل نشده باشد بگذارند كه به تدريج خود به خود زائل مىشود .
و بسيار بود كه كبودى كم باشد و چون بزرگ شود زوال گيرد .
و باشد كه اگر علاج نكنند همچنان بماند .
و هر گاه به علاج قويتر حاجت افتد و يا در چله علاج نيافته باشد بايد كه صدف بسوزند و به روغن زيت سحق كنند و بر تارك سر آنجا كه نرم است بمالند و مكرر همىكنند نافع بود .
و عصارهء عنب الثعلب و عصارهء پوست انار شيرين كشند سود دهد به شرط مداومت مع المهملة .
و به دستور ، مداومت سرمه و گلاب و زعفران و مشك سحق كرده سود دارد .
و گويند كه اگر ميل به حنظل تر فرو برند و چند نوبت در چشم كشند نفع عظيم دهد ، اما ميل چون در حنظل فرو برند و بيرون آرند بايد كه دست بر آن بگردانند تا تخم و درشتى كه بر آن مانده باشد دفع شود ، پس در چشم كشند .
و اين كحل اثر تمام دارد : سرمهء اصفهانى سه درم ، زعفران مرواريد ناسفته از هر يك يك درم ، مشك ، كافور ، هر يك دانگى ، دودهء چراغ زيت دو درم ، جمله را باريك سحق كرده هر هفته چند نوبت بكشند .
احتباس الشيء في مجرى الأنف
بايد دانست بسيار باشد كه به وقت غذا خوردن سرفه يا عطسه آيد ، يا حركتى ديگر اتفاق افتد ، بدان سبب چيزى كه در دهن باشد به راه بينى درجهد و همانجا بماند و طفل آن را نتواند دفع كرد و اگر قادر بر تكلم نيست از بيان آن نيز قاصر بود ، پس آن چيز در آنجا دغدغه كند و متعفّن گردد و بخار آن دماغ را رنج دهد بدين سبب همواره متوحّش باشد و بدخوئى و بىادبى كند و به غذا و غيره نيكو ميل نكند و زردى رنگ و ضعف و بىخوابى و نحافت پديد آيد و باشد كه از وحشت آن تپ نرم لازم گيرد .
و نيامدن تنفس از آن طرف بىنزله و