مانند مهلبى وزير معز الدوله و ابن عميد وزير ركن الدوله و فرزند او ابو الفتح خان ، و سلاطينى نامور كه مشيّد مذهب شيعه بوده چون عضد الدوله و صمصام الدوله بسر برد . تأليفات او در حكمت و معارف و سياسات و فنون مختلفه با آنكه بسيار بوده است مختصرى از آنها امروز ديده مىشود ، چون :
" طهارت العروق " و " تجارب الامم " و " فوز سعادت " ، كه باز مراتب دانش و علوّ مقام او از آنها ظاهر مىگردد 15 .
براى مقايسهء مراتب اين ابو على فيلسوف با ابو على ابن سينا فيلسوف ، حكايتى معروف است كه تفوّق اخلاقى و استادى ابن مسكويه بر ابن سينا ظاهر مىگردد : در كتب تواريخ مىنويسند كه ابن سينا وقتى به مجلس درس ابن مسكويه حاضر شد و بهطور امتحان جوزى مقابل ابن مسكويه انداخت و از مساحت او پرسيد ، در جواب او ، ابن مسكويه چند ورق كه مشتمل بر كيفيت تهذيب و اخلاق بود جلو او گذارد و گفت با اينها اخلاق خود را از رذايل پاك ساز تا بعد جواب تو را بگويم . اين حركت كودكانهء ابن سينا نزد آن مرد كامل كهنسال كاشف است از اينكه در مرتبهء شاگردى ابن مسكويه بوده است . « * » .
سال وفات او پس از آنكه مورخين اختلاف زيادى در او نوشتهاند ، نزديكتر به حقيقت را سنهء چهارصد و بيست دانستهاند . و مسلما از معمرين بوده است ، مقبرهء او را تا نزديك به اين تاريخ هزار و سيصد و چهل و سه كه عبارت باشد از زمان صاحب روضات الجنات كه تقريبا شصت سال قبل باشد نوشتهاند در محلهء خواجو موجود است و معروف ، لكن امروزه اثرى از او باقى نيست .
از ميرداماد حكايت شده كه ابن مسكويه شيعه اهل بيت بوده و استدلال
هامش
( * ) مجالس المؤمنين ، ج 2 ، ص 190