تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤
سليقهء درويش‌پرستى بوده و علانيه اظهار سرسپردگى به درويش كافى نجف‌آبادى مىكرده است كه سيّد جليل القدرى بوده است و اولادش هنوز هستند . آشيخ محمّد تقى همه هفته از شب پنج‌شنبه تا عصر جمعه ، محض انس و الفت به اين درويش به نجف‌آباد مىرفته و طرز اين ارادت كه از طرف يك نفر مجتهد به درويشى بىسواد باشد هنوز به غرابت ياد مىشود . و هم مىگويند حاجى سيّد محمّد باقر رشتى نيز از ارادت‌كيشان اين درويش بوده و با اجازهء او در امور عامه دخالت مىنموده [ است ] . وقتى فتحعلى شاه به اصفهان سفر مىكند ، روزى از تالار عالىقاپو ، طلبهء زيادى را مىبيند . نوشته‌اند متجاوز از سيصد نفر بوده‌اند كه از مسجد شاه به ميدان مىريزند و سبب جمعيّت را پرسيده ، امين الدوله وزير او كه مانند خود شاه ملّاپرست بوده ، موقع را غنيمت شمرده ، حضور درس و استفاده از شيخ محمّد تقى را سبب اجتماع مىگويد با شرحى از توصيف شيخ و بىبضاعتى او ، و بالاخره دستخط واگذارى قريهء شهاب‌آباد لنجان را جهت مدد معاش شيخ ، به امضاى شاه مىرساند . ليكن شيخ هنوز از محصول آن مزرعه نچشيده در منتصف شوال [ سنهء ] هزار و دويست و چهل و هشت وفات مىكند ، و مقبرهء او در تخت فولاد معروف است . از آثار او كتاب " حاشيه شيخ " معروف است بر " معالم الاصول " در مباحث الفاظ ، و به همين مناسبت ، شيخ ، معروف به صاحب حاشيه شده است . معروف است كه سيّد رشتى و حاجى كلباسى مخالف با مسلك اصولى شيخ بوده‌اند و او را لايق مقام اجتهاد نمىشمرده‌اند ، و حاجى كلباسى روز وفات شيخ كه در تشييع‌جنازه حاضر بوده ، نعش را مخاطب ساخته و گفته : " از فتواى ناحق دادن جوانمرگ شدى " . ! و از شاگردان او ، بيشتر علمايى هستند كه زمان آن‌ها متأخر از او بوده ،
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 664 | مير سيد على جناب