شهرهاى متعدد ايران صورت مىگرفته و اختلاف نظريات مستخرجين كه اغلب ناشى از سهو و اشتباه بوده باعث مىشده كه در بعضى امور مانند رؤيت هلال و وقايع ديگر مردم دچار اشكال شوند ، و از امتحاناتى كه در تقويمهاى مستخرجه اين خانواده شده بود ، اعتبار آنها نسبت به ساير تقاويم معلوم همهكس گرديده بود .
مطابق اعلان حاشيه تقويم 1297 رقمى ، از شش سال قبل طبع تقويم منحصر به آميرزا عبد الغفار نجم الملك مىباشد .
بنابراين از طرف دولت انتشار تقويم و طبع آن از حقوق مختصه اين خانواده گرديد و بعدها نجم الدوله متكفّل استخراج و طبع آن شده كه حتى چند سال پس از وفات او هم تقويمهاى او كه به چندين شكل طبع مىشد يكى تقويم رقمى ، ديگرى تقويم فارسى ، ديگرى وقتنامه بزرگ و ديگر وقتنامه كوچك و غيره در ايران طبع و منتشر شد .
حاج نجم الدوله چنانچه ترقى سنى مىنموده و در مراتب علمى هم ترقّى مىكرده ، تعبير از خود را نيز در اوّل تقويم ترقّى داده . مثل اينكه اوّل مىنوشته استخراج حقير عبد الغفار معلم رياضيات ، بعد معلّم كل علوم رياضيات و بعد معلّم كل علوم نوشت .
اگرچه اين انحصار طبع تقويم رفع اختلاف را نمود ولى از طرفى هم استخراج تقويم را منحصر ساخت . زيرا براى كسى اميد انتفاع از استخراج تقويم چون باقى نمانده بود ، ديگر هم اقدام به تحصيل علوم مربوطه آن از ذيجات و غيره نكرد .
تأليفات نجم الدوله كه نوعا موضوع تحصيل در زمان او در مدرسه دار الفنون بود چندين سال رواج و شيوع زيادى داشت ، و پس از فوت او و تغييراتى كه در اوضاع تحصيلات ايران ظاهر شد ، امروزه تأليفات بسيار ديگرى
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 575
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٥٧٥