مژدك
يكى از نابغههاى حريّتپرور عالم بوده است كه در زمان ساسانيان - قباد پدر انوشيروان - ظهور نمود . در آينه سكندرى او را اهل فريدن از بلوك اصفهان دانسته . مؤيد آنهم زمينى [ است ] در فريدن به همين اسم ميزدج - معرب كلمه مژدك - ناميده شده [ است ] .
و نيز در نزديكى آن ، يكى از محال چهارمحال واقع است كه هم آن را مزدج گويند . پس از غلبه يونانىها به ايران و از ميان بردن كتب زرتشت [ مدارك ] احكام زرتشت [ كه ] بيشتر [ در ] سينههاى مؤبدان بود ، مؤبدان هم با يكديگر اختلاف نظرى پيدا كرده و احكامى كه باعث تضييق در امور معاشيه اهالى مىشد وضع نمودند .
اهالى ايران در زير اثر اين فشار و آن تفرقه و اختلاف بىاندازه به عسرت افتاده بودند . چنانچه از استعمال ادوات آهنين كه ساختن آنها مستلزم بردن در آتش و سرخ شدن و بيرون آوردن بود ممنوع بودند ، و مانند اين تضييقات ديگر .
بنابراين هميشه منتظر بودند كه خداوند مصلحى بفرستد كه براى آنها اسباب فرج شود . اين بود كه به محض ظهور مژدك و اعلان كلمهء اصلاح بر خلاف مؤبدان ، هزارهزارها مردم بىاختيار به دور او گرويدند .
مؤيد ديگر بر اينكه مردم ايران را از اوضاع مذهبى انزجار حاصل شده بود ، اين بود كه پس از برهم خوردن اساس مذهب مژدك ، به زمان كمى ، همينكه دعوت اسلام به ايران رسيد اهالى قبول كردند . بلكه از تاريخ حالات سلمان پرسانى معلوم مىشود كه بعضى هم در تفحص مصلح جديد و آيين جديد سعى و كوشش مىكردند .
مىتوان اين قضيهء ذيل را با مقدمات سابقه تصديق نمود كه احكام مژدك طورى كه مورخين ايران به او نسبت مىدهند نبوده باشد . همينقدر كه مؤبدان و