مدتى در نجف تحصيل نموده ، نزد صاحب جواهر و شريف العلماء . پس از تكميل به اصفهان آمده ، در مدرس حاجى كه قبل از مسافرت نجف مدتى تحصيل نموده بود باز حاضر مىشود .
حاجى كلباسى مجتهد بودن او را بالاى منبر و حضور جماعت اظهار داشته ، بعد از مدتى كه فضلاى محضر حاجى و سايرين ملتفت حسن تقرير و بيان او مىشوند ، مخصوصا سوغات اصول شريف العلمايى را هم به اصفهان آورده بوده ، مايل مىگردند كه مجلس درس مخصوصى منعقد سازد .
مجلس درس مير سيّد حسن مدرّس مجمع فضلا و داراى جمعيّت مىشود و او را وادار مىكنند به بالاى كرسى نشستن . حاجى كلباسى از شنيدن اين قضيه متألم مىگردد و در قدح او سخنسرايى مىآغازد ، از جمله اينكه شنيده بود در وقت تكبيرة الاحرام دستهاى خود را تا سرشانه بالاتر نمىبرد و همين را عنوان مىكرده است اشخاصى كه مسأله نماز را نمىدانند چگونه دعوى اجتهاد مىكنند . علاوه بر ترويج اصول در اصفهان ، از آثار او مسجد جديدالبنايى است در محلهء نو كه رحيم خان نامى آن را تمام ساخته و بر سر مقبره مدرّس واقعه در جنب همان مسجد گنبدى مىسازد .
وفات او در سنهء هزار و دويست و هفتاد و سه پس از شصت و سه سال عمر . مير سيّد حسن اخلاق نيك و رضا و تسليم را دارا بوده كه آميرزا ابو المعالى فرزند حاجى و شاگرد او تمجيد زيادى از او نوشته ، و از اطراف محض تحصيل ، بسيارى مسافرت به اصفهان كردند . مشهورترين آنها حاج ميرزا حسن آيتالله معروف [ كه ] از شيراز نزد او آمد .
خانوادهء او به علم و امامت در اصفهان معروفند . و يگانه كسى بود در اين اواخر خارج از سلسله خاتونآبادىها كه داراى لقب مدرّس شد از روى حقيقت .
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 493
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٤٩٣