تدارك نمايد . دراثناى راه بازار ، از درب خانهاى عبور مىكند كه درب آنجا زنى با كمال التهاب ، گريه و زارى مىنموده . به سبب تأثرى كه حاصل مىنمايد در مقام تحقيق از سبب گريه او برمىآيد ، زن بيچاره مىگويد پسرى دارم عاشق دختر همسايه گشته و از براى مخارج عروسى خود چهارده تومان از من مىخواهد . به سبب عدم قدرت آن پول امروز رفته است از خانه بيرون ، يا خود را تلف سازد و يا از اين شهر مهاجرت كند ، و چون دسترس به تدارك وجه عروسى ندارم و خوف تلف فرزندم مىرود ، به اين حال رسيدهام حاج محمّد حسين خان كه فوقالعاده متأثر شده بود ، از عروسى خود صرفنظر نموده ، پولهاى خود را به آن ضعيفه مىدهد .
پس از اين حركت از شرمندگى از مادر به خانه نرفته ، در مسجد مىگذارند . تا چندين شب كه مادرش فهميده و از تقصير او گذشته و او را به خانه مىطلبد .
خود او مىگفته است كه ابتدا ترقيات را خداوند براى من از اين وقت و از اين كار مرحمت فرمود . 138
در ميدان كهنهء اصفهان دكّان علّافى داشته است ، بهطورى كه معمول است رعيّتهايى كه به شهر مىآيند براى خريدوفروش ، اسباب خود را به امثال اين دكانهاى ميدان ، امانت مىگذارند تا موقع مراجعت به دهكدهء خود .
گويند وقتى يكى از رعيّتهاى برخوار كه درب اين دكّان مراوده داشت مال هنگفتى كشف نموده و به تنهايى نمىتوانسته است آن را مصرف نمايد ، با حاج محمّد حسين مشورت نمود . حاج محمّد حسين به او اظهار نمود هرچه بتوانى در بارهاى خود مختفى ساز و به دكّان من بياور تا از براى تو ، پول رواج تدارك كنم . شخص رعيّت هم قبول نمود و با حاج محمّد حسين قرار شركتى گذاشت . حاج محمّد حسين ، براى اغفال آشنايان خود ، مشغول دادوستد كاه و
رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 357
مساهمون: مير سيد على جناب
ص٣٥٧