تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال و مشاهير اصفهان ( الاصفهان ) ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
در مراتب علميهء فايق بوده است . چنانچه از مشورت گذشته هم معلوم مىگردد در سياست مقام رفيعى داشته [ است ] . و نيز يكى از علامات فايق بودن آن بر سايرين ، عقيده‌اى است كه از او ظاهر شد در غزوه احزاب ، كه اهل مكّه تمام طوايف عرب را بر ضديّت و ستيز با حضرت پيغمبر دعوت نمودند و تماما يك‌جهت به طرف مدينه حمله آوردند . و سكنه مدينه كه تاب هجوم يك‌دفعه‌اى آن‌ها را در خود نمىديدند مضطرب و پريشان‌احوال شدند . سلمان اظهار عقيده كرد كه دور شهر را خندقى حفر كنيد تا مانع يورش اجتماعى آن‌ها باشد و مبارزه را به‌طور تن با تن قرار دهيد . ابو سفيان كه همه تدبيرات خود را در اثر حفر خندق ديد بىاثر شد ، گفت اين تدبير را عرب نمىدانستند . وقتى عمل كندن خندق را حضرت پيغمبر ( ص ) در ميان قبايل مسلمين تقسيم فرمود و هر دسته مخصوص به حفر قسمتى شدند ، سلمان كه از قبايل عرب نبود تنها افتاد ، هريك از قبايل براى استفاده از قوه بدنى او و هم اينكه اين شخص عاقل معاونت روحى هم از آن‌ها خواهد نمود ، مىخواستند او را داخل قبيله خود سازند و به هر دسته ملحق مىشد بىتناسب مىآمد ، حضرت ختمىمرتبت او را به دسته خود ملحق كرده فرمود : السلمان منا اهل البيت ، كه نزد مسلمانان اين كلمه پيش از هر چيزى باعث تفضّل سلمان است . پس از وفات پيغمبر و بيعت نمودن مسلمين با ابو بكر و بيعت كردن حضرت امير ( ع ) با او ، سلمان را جهت بيعت گرفتن خواستند ، استنكاف نمود از بيعت با دست راست و با دست چپ بيعت كرده گفت به زبان پارسى : اى اصحاب محمّد ( ص ) كرديد و نكرديد ، و حق مرده ببرديد . عمر در زمان خلافت خود سلمان را والى مدائن ساخت و تا زمان خلافت