مىديد نمىپسنديد ، تا آنكه به همين خيال سفر كرمان كرد در شهر كرمان نيز مأيوس گرديد . ازآنجا رهسپار ماهان شد در بقعهء شاه نعمت اللّه انقلابى برايش ظاهر شد كه از حال رفت ، چنانچه خود او نقل كرده و در آن حال با رحمت على شاه ملاقات مىكند دست ارادت داده توبه و تلقين مىكرد . در سال هزار و سيصد و بيست وفات كرد .
ميرزا محمد على خان سروش ( شاعر )
اصلش از سده اصفهان از متأخرين " مجمع الفصحاء " ، 103 به روزگار جوانى در شهر اصفهان تحصيل كمالات مىكرده و با طبع موزونى كه داشت به شاعرى رغبت نموده به مداحى بزرگان اصفهان مىپرداخت ، بعد از آن بناى مسافرت را گذارد بيشتر بلاد ايران را گرديده عاقبت در تبريز متوقف شد ، و قهرمان ميرزا فرزند نايبالسلطنه ، او را متنعّم و موظّف كرد .
در تبريز به مداحى حكمران [ آذربايجان ] و محمّد خان زنگنهاى پيشكار آذربايجان مىگذرانيد تا به توسط محمّد محسن ميرزا ، سبط فتحعلى شاه به دربار ناصر الدّين ميرزا وليعهد دولت راه يافت .
در موقع جلوس ناصر الدّين شاه به سلطنت از مخصوصين او بود ، و در ايّام اعياد تهنيتگوى بود ، و اين كار تهنيتسرايى اعياد اختصاص به او يافت و ملقّب به شمس الشعراء شد ، صاحب ضياع و عقار و مكنت بسيار گرديد ، و تتبع طرز شعراى قديم را نمود ، مانند فرخى و معزى و غيرهم . و علاوه بر قصيدهگويى چندى هم به گفتن مثنوى پرداخت و غزوات اوليه اسلام را منظوم نمود . در سنه هزار و دويست و هشتاد و پنج درگذشت .
از اوست :