گشته تخلّص از او گرفت . در سنهء هزار و دويست و بيست و شش وفات نمود . « * » از اوست :
بهر سفر گذاشتم زين چوبه پشت بادپا * آمد و دامنم گرفت آن صنم از ره وفا
نرگس دلنواز او كرد به گريه آشتى * غنچه عشوهساز او گشته بلا به آشنا
كز وطنى چو اصفهان وز صنمى چو من چمان * كس نرود به صد زيان ، كس نبُرد به صد جفا
آقا محمّد حسن زرگر اصفهانى
از مست على شاه ذكر و تربيتيافته و اربعينيات زيادى بسرآورده تا تكميل شد . از رحمت على شاه اجازه دستگيرى گرفته ، فقراى خراسان سپرده به او گرديدند ، در حدود هزار و دويست و هشتاد وفات نمود ، به شغل زرگرى با استغناى طبع درويشى [ اشتغال ] داشت .
در مدح معتمد الدوله گفته است :
اگر بنوازى از مهر و اگر بگذارى از كينم * به دل خشنود از آن وز جان خرسند از اينم
تويى شيرين و من فرهاد و در كوى وفا آخر * برآرد تيشهء جورت دمار از جان شيرينم
و نيز از اوست :
هامش
( * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 1 ، ص 322 .