متولّد شده و تربيتيافته ، اكثر علوم را ديده ، در حكمت و رياضى مهارت داشته ، شوخىهايى كه دون مرتبهء او بوده از او سر مىزده . در سنهء يك هزار و صد و هفتاد و سه ، در سن بيست و هفتسالگى وفات يافت . رفيقى شاعر ، تاريخ وفاتش را گفته . ( بنوميدى ز دنيا رفت عبد الواسع دامى ) .
به علت شرب زياد و جوانى ، مزاحگويى بر مزاجش غالب بوده [ است ] .
از اوست :
ديگرانت نگرانند و من دلنگران * نتوانم نگرم بر تو ز بيم دگران
و نيز :
به دير و كعبه دعوى تمامى مشنو از ياران * كه نه مستند مستان و نه هشيارند هشياران
و اين شعر مثل سائر از اوست :
حال هيچ آشنا نمىپرسى * يا همى حال ما نمىپرسى « * »
دانش ( شاعر )
اسمش آقا محمّد على مشهور به آقابزرگ بود ، از معاريف نجباى اصفهان و خواجه جواد بوده [ است ] . « * * »
از اوست :
باز از شكايتى ز من آزرده شد دلش * ما را به حال خود نگذارد زبان ما
و نيز :
هامش
( * ) مجمع الفصحاء ، ج 2 ، ب 1 ، ص 290 .
( * * ) همانجا : ص 290 .