بود ، و ابو القاسم از بزرگان فقهاى شافعيه ، از اصفهان به نيشابور مهاجرت كرد در سيصد و پنجاه و سه ، چند سال تدريس فقه كرده ازآنجا منتقل به بغداد شد و تا حين وفات در آنجا زيست . فقه را از ابى اسحاق مروزى گرفته چنانچه ابو حامد اصفهانى از داركى ، عامه شيوخ بغداد بلكه آفاق از او تحصيل فقه نمودند ، در مدرسه يا مسجد الح بن احمد در بغداد تدريس مىنمود و هم حلقه داشت براى فتوى و نظر ، تدريس بغداد به او منتهى شد .
متّهم به اعتزال بود و گاهى بر خلاف مذهب حنفى و شافعى فتوى مىداد ، وفات او در سيصد و هفتاد و پنج پس از چند سال زندگانى بود .
داعى ( شاعر )
اسمش ملا ميرك ، ولد ملا ضميرى . اوّل محرومى و بعد داعى تخلّص كرده . در حالت داشتن هوش شعر نمىتوانسته انشا كند و بدخو بوده ، ليكن پس از استعمال ترياك شعر مىگفته است .
از اوست : « * »
زخم كارى است مرا وقت شهيدى خوش باد * كه تواند دوسه گام از پى قاتل برود
و نيز :
ز رشك غير به جان آمدم نمىدانم * كه از برت به كدامين بهانه برخيزم
دامى ( شاعر )
اسمش ملّا عبد الواسع ، فرزند ملا كلب على همدانى است . در اصفهان
هامش
( * ) ر . ك : آتشكده ، ج 3 ، ص 941 .