شكفته در رخش گلها يك از يك بهتر و خوشتر * براى بزم سلطان و وزير خسرو كشور
جهانجو سايهء يزدان محمد شاه دريادل * محيط فضل آقاسى عدالتگستر باذل
648 شيداى كردستانى
اسمش ميرزا عبد الباقى و از سلسلهء وزيرزادگان آن ولايت بوده در اواخر حال از غايت استيصال مخبوط گشته و در سنهء 1244 درگذشته . به قدر دو هزار بيت منظوم كرده و از آن جمله است :
مرا هرگز نباشد خواب و دارم آرزو گاهى * كه خواب آيد به چشمم بلكه جانانم به خواب آيد
عشقى كه بود خام به افسون رود از دل * چون پخته شد و گشت جنون چون رود از دل
649 شقايق سنندجى
اسمش ملا احمد و مردى عالم باكمال بوده و در يكى از قراى كردستان به حكم وراثت قضاوت مىفرموده گاهى تفننا قصيده در مدايح مىگفته از اشعار اوست :
غراب غرب به وقت مسا درين چنبر * به زير بال شبهگون نهاد بيضهء زر
به قعر چاه فرورفت يوسف خورشيد * ز بطن حوت چو يونس نمود چهره قمر
پى گدازش جان و براى سوزش تن * نمود هريك از آن اختران مرا اخگر