تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
قبول خرد گر بدى رد نكردى * شه اوليا صاحب ذوالفقارش

476 مغربى تبريزى

اسمش ملا محمد شيرين و از صوفيه با تمكين راهروى پرشور و موحدى مشهور معاصر شاهرخ بن تيمور و كمال خجندى و مريد شيخ اسماعيل سمنانى مولدش قريهء نايين مرقدش اصطهبانات فارس وفاتش در سنهء 809 ديوانش مكرر ديده شده مذهبش وحدت وجود است و مشربش لذت شهود و بجز يك معنى در همه گفتارش نتوان يافت ترجيعات و غزلياتش همه مشحون به حقايق توحيد است از آن جمله نوشته شد :

غزليات

اگرچه سايهء عنقاى مغرب است جهان * وليك سايه حجاب آمده است عنقا را
* * *
گدا سلطان شود گر زان كه سلطان * نشاند بر سرير خود گدا را
* * *
اى از دوجهان نهان عيان كيست * وى عين عيان پس اين نهان كيست گفتى كه هميشه من خموشم * گويا شده پس به هر زبان كيست گفتى كه نهانم از دوعالم * پيدا شده در يكان‌يكان كيست گفتى كه ز جسم و جان برونم * پوشيده لباس جسم و جان كيست گفتى كه نه اينم و نه آنم * پس اينكه هم اين بود هم آن كيست

و له

اگر او ديده‌اى دادت كه ديدارش به او بينى * طلب كن ديدهء ديگر كه ديدار دگر دارد
مجمع الفصحاء ( فارسي ) — صفحة 97 | رضا قليخان هدايت