قبول خرد گر بدى رد نكردى * شه اوليا صاحب ذوالفقارش
476 مغربى تبريزى
اسمش ملا محمد شيرين و از صوفيه با تمكين راهروى پرشور و موحدى مشهور معاصر شاهرخ بن تيمور و كمال خجندى و مريد شيخ اسماعيل سمنانى مولدش قريهء نايين مرقدش اصطهبانات فارس وفاتش در سنهء 809 ديوانش مكرر ديده شده مذهبش وحدت وجود است و مشربش لذت شهود و بجز يك معنى در همه گفتارش نتوان يافت ترجيعات و غزلياتش همه مشحون به حقايق توحيد است از آن جمله نوشته شد :
غزليات
اگرچه سايهء عنقاى مغرب است جهان * وليك سايه حجاب آمده است عنقا را
* * *
گدا سلطان شود گر زان كه سلطان * نشاند بر سرير خود گدا را
* * *
اى از دوجهان نهان عيان كيست * وى عين عيان پس اين نهان كيست
گفتى كه هميشه من خموشم * گويا شده پس به هر زبان كيست
گفتى كه نهانم از دوعالم * پيدا شده در يكانيكان كيست
گفتى كه ز جسم و جان برونم * پوشيده لباس جسم و جان كيست
گفتى كه نه اينم و نه آنم * پس اينكه هم اين بود هم آن كيست
و له
اگر او ديدهاى دادت كه ديدارش به او بينى * طلب كن ديدهء ديگر كه ديدار دگر دارد