بر نيلگون بنفشه فشاند شكوفه باد * همچون ستارگان ز بر نيلگون سما
پيش از همه گلى گل رعنا نمود روى * يك رويش از نشاط و دگر رويش از عنا
رويى چو روى عاشق و رويى چون روى دوست * اين برده رنگ بسّد و آن لون كهربا
چون طفل هندوان نگران اندر آينه * ماغان همىكنند به حوض اندر آشنا
خيرى چو روى عاشق بيچاره از فراق * لاله چو روى دلبر مىخواره از حيا
تابان چو ناردانهء سرخ از بر پرند * بيجادهرنگ لاله ز پيروزهگون گيا
و له ايضا
تا خلد به باغ داد رونق را * خوش گشت نوا مرغ مطوق را
از نالهء بلبل و نسيم گل * بفزود هوا دل مشوق را
مانند به باغ بلبلان از گل * حوران متوج و مغرق را
پشته ز بنفشه نيز مانند است * از دور يكى ستور ابلق را
از تازه بنفشه مرزها يكسر * مانند بساطهاى ازرق را
مانندهء زلف زنگيان آمد * در باغ شكوفه شاخ فندق را
از سرخ ورقهاى گل افزون شد * بازار مى سرخ مروق را
در صفت بهار و مدح سلطان كامكار
سرخگل بشكفت و زو شد باغ و بستان بابها * خلد بگشادست سوى باغ و بستان بابها
بيد را از باد تابش برف را از دم دمار * راغ را از لاله بستر باغ را از نم نما