نظام الملك وزير فرموده است از اشعار حكيم قدرى تصحيح و تسطير مىيابد كه پايهء شاعرى وى بر اصحاب دانش ظاهر گردد مات فى سنه 465 .
من قصائده
بهار ناردانى لب نگار نارون بالا * ميان لالهء نعمان نهفته لؤلوئى لالا
اگرچه صورت مردم به ديبا در بود زيبا * چو ديبا پوشد آن دلبر ازو زيبا شود ديبا
مگر بگذشت بر صحرا نگارين روى من عمدا * كه گشت از لاله و سنبل چو روى و موى او صحرا
هوا چون پشت شاهين شد زمين چون سينهء ببغا * ز صلصل [ در دمن غلغل ز بلبل در چمن غلغل ]
زمين از سنبل و سوسن شده پرعنبر سارا * ز گلنار و گل خيرى شده ياقوتگون خارا
شكفته لاله در سبزه چو مرجان رسته در مينا * نشسته ژاله بر لاله چو كف افتاده بر صحرا
مى بويا فراز آور كه مرغ گنگ شد گويا * ببانگ مرغ گويا خور بباغ اندر مى بويا
زمين تيره روشن شد چو طبع خسرو و الا * جهان پير برنا شد چو بخت سرور برنا
و له ايضا
مشك و عبير بارد بر گلستان شمال * در و عقيق كارد در بوستان هوا