[ تقديم ]
هو اللّه تعالى شأنه
در فرخجسته عهد شاهنشه معظم * فرمانپذير يزدان فرمانگزار عالم
سلطان عرش خرگاه خاقان چرخ درگاه * داراى افسر كى دادار كشور جم
منشور عدل و احسان منشار ظلم و عدوان * كورا مطيع فرمان تازى و ترك و ديلم
چون خاتم النبيين از انبياى پيشين * از خسروان مؤخر بر خسروان مقدم
چونان كه از ليالى در قدر ليلة القدر * چونان كه از اسامى در عظم اسم اعظم
باشد هزار بارش بيشى ز شهرياران * چون از حروف ابجد در رتبه غين معجم
صاحبقران ثانى از خسروان قاجار * گيتىنورد اول از دودمان آدم
طى كرد زير گام يكران آسمان سير * هرجا كه تافت خورشيد زين سبزفام طارم
ايوان حضرتش را بال فرشته مسند * رايات نصرتش را گيسوى حور پرچم
فرخ سرير او راست ذات العماد پايه * فرخنده قصر او راست ذات البروج سلم
اقبال و فتح [ و ] نصرت با بخت اوست همره * انصاف و عدل و رحمت با طبع اوست همدم
در سايهء جلالش خلق خدا مرفه * در ظل بىزوالش كار جهان منظم
مصروف كرده همت در كار دين و دولت * دولت به دو مباهى ملت ازو مكرم
هستند در پناهش پيوسته دولت و ملك * آن با دوام همسر اين با خلود توأم
جوهرفشان حسامش لوح حروف فتحست * در چشم خصم هرچند مرگى بود مجسم
از پيش تيغ او كس بيرون نمىبرد جان * مانا كه بوده آن را معدن قضاى مبرم
گر كينهتوز گردد با موجخيز دريا * از التهاب قهرش در يم نماندى نم