با شاهدِ امل همه عمر آورى به سر * روزى مگر برافكنى از عارضش نقاب
برخيز و ديده باز كن ، اوضاع دهر بين * غافل مشو كه مىگذرد عمر با شتاب
اختر نگر چو كودكِ لعّاب در طعان * و انجم ببين چو هندوى سحّار در ضراب
ناهيد ، گرم رود و سرود است ازچهرو ؟ * برجيس ، مست عيش و سرور است از چه باب ؟
زيب قبول يافت مگر روى بدكنش * از خاك درگه خلف صدق بو تراب
ماه زمين ، امام زمان ، باقر علوم * مولاى كامران و خداوند كامياب
آن سرورى كه از اثر لطف شاملش * در حجر خود فصيل ظبا پرورد ذئاب
در پاس شرع ، شحنه حزمش چو دستيافت * بُرد از زمان قرار و ز هفتم سپهر تاب
آمد ز يك اشاره قهرش ز ششجهت * آفاق در تزلزل و انفس در اضطراب
اى ادهم جلال تو را ، كهكشان ، لجام * وى اشهب كمال تو را ، ماه نو ركاب
آمد غبار مقدّم تو ، زينت جباه * گرديد طوق بندگىات ، زيور رقاب
از بهر حمل خيمه اجلال تو ، قضا * بسته است نه قطار فلك را به يك طناب
تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 76
مساهمون: ميرزا محمد على وفا زواره اى
ص٧٦