تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرهء مآثر الباقريه ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
بنى اعرج است كه اصلا از حلّه‌اند مرحوم دهخدا در فرهنگ خود ذيل نام او مىنويسد كه نامش در تذكره‌ها معلوم نيست درحالىكه در دو تذكره « مآثر الباقريّه » و « اختر » نامش « سيّد محمّد » ذكر شده است . اطلاعات وفا نسبت به مطالب كم‌مايهء تذكره‌هاى ديگر در مورد آتش ، نسبتا مستوفاست . فقط تسلّط او بر علوم غريبه گفته نشده كه البتّه در تذكرهء اختر اشاره شده و مهمتر از آن « منصب نيابت صدارت اصفهان » است كه هم ديوان‌بيگى ، نيز فاضل خان گروسى و هم اختر بيگ گرجى ، متذكر آن شده‌اند . نكته ديگر اينكه معاصر سيّد محمّد آتش ، آتشى ديگر است كه از سال 1255 تا 1298 قمرى اكثر كتيبه‌هاى مسجد سيد را به ثلث و غيره ، او نوشته و طبع شعرى هم داشته كه نبايد با اين آتش اشتباه شود . نام او محمّد باقر است و اصالتا شيرازى است . شرح احوالش نيز مختصرا در حديقة الشّعرا ، صص 20 - 19 آمده است . ديگر منابع اطلاعات حيات سيّد محمّد آتش فريدنى عبارت است از : انجمن خاقان ، ص 476 و تذكرهء مدايح حسينيه ( تذكره باقى ) : ميرزا عبد الباقى سپاهانى ، 1222 ق ( به نقل از تاريخ تذكره‌هاى فارسى ، ج 2 ، صص 85 - 183 و نيز فهرست كتابخانه مركزى دانشگاه تهران : دانش‌پژوه ، ج 10 ، صص 72 - 1869 ) و نيز تذكرهء اختر ، ص 31 و تذكرهء مصطبه خراب ، صص 14 - 13 و تذكرهء ميكده : ميرزا محمّد على مدرسى يزدى ( وامق / ساقى ) ، 62 - 1255 ه ق ، ش 8 ، ( به نقل از تاريخ تذكره‌هاى فارسى ، ج 2 ، صص 72 - 1869 ) و نيز تذكرة السّلاطين : محمود ميرزاى قاجار ، اواسط قرن سيزدهم ، ( پيشين ، ج 1 ، صص 33 - 732 ) و بستان العشّاق : على رضا ميرزاى قاجار ( شهره ) ، 1246 ق ، ( پيشين ، صص 115 - 102 ) و دهخدا و نيز منابع زير به نقل از فرهنگ سخنوران : الذريعة : ط ( الف ) و خرابات ، ب ، ص 15 و رشحه ، ص 19 .
شرح
( 210 ) - سيما ، ميرزا عبد الكريم : از نژاد ظريفى و نديمى معروف به « كل عنايت » كه در قرية طالخانى ( طالخونچه ؟ ) از سميرم سفلى به دنيا آمد و در نوجوانى به اصفهان رحل اقامت انداخت و انواع علوم را اعم از ؛ فقه و اصول ، فلسفه مشاء ، علوم غريبه ، طب و به‌ويژه رياضيات تحصيل كرد . اطلاعات ديوان‌بيگى راجع به سيما ، بر ساير تذكره‌ها مىچربد و نكات تازه‌اى دارد كه در ديگر تذكره‌ها نيست . او در مورد جوانى سيما مىنويسد : « سپس از اصفهان به هواى سلوك رخت بربست و مدّتى به قربان على شاه جيلستانى و مجذوب على شاه دست ارادت داده بود و در نزد همه مقبول افتاد . ملا احمد نراقى راجع به او مىگويد :سيما كه سماوات بقا ، منزل اوست * گنجينهء اسرار حقايق ، دل اوست آيينهء سرّ كنت كنزا مخفى * از حق مگذر ؛ صفاى آب و گل اوستسپس به گيلان نزد معتمد الدّوله رفت و از او انعام يافت . سپس به نطنز رفته ، توطّن كرد و پنج