همان ، ش 1580 ( دوشنبه 3 اسفند 1343 ) ص 1 و 3 و 11 و 12 و همچنين حديقة الشّعرا ، صص 1010 - 1008 و نيز تذكرهء شعراى اصفهان ، نسخه كتابخانه تبريز ( به نقل از تاريخ تذكرههاى فارسى ، ج 1 ، صص 79 - 278 ) و نيز مدايح المعتمديه ، صص 57 - 454 و نيز آتشكده اردستان ، ج 3 ، صص 508 - 498 و نيز تاريخ تذكرههاى فارسى ، ج 2 ، صص 70 - 69 . ( عجيب آن است كه مرحوم خيامپور هيچ مدخلى براى عبد الواسع يا مشرب يا صفا پسر وفا در فرهنگ سخنوران باز نكرده است . )
شرح
( 150 ) - « بيت » در نثر - در اصطلاح قدما و در لغت نسّاخان - يعنى معادل « پنجاه حرف » . بنابراين در اين قول وفا ، عدد حروف يك سطر ضرب در عدد سطور يك صفحه مىشود . به عبارت ديگر بيست هزار بيت يعنى بيست هزار ضرب در پنجاه حرف . ( ر ك : مكارم الآثار ، ج 1 ، ص 38 ) .
( 151 ) - فايض ، ابو القاسم : از او نشان ديگرى به دست نيامد .
( 152 ) - سروش ، محمّد على : فرزند قنبر على سدهى از خاندان مير ياراحمد نجم ثانى خوزانى . در سال 1228 ق در سده به دنيا آمد . بااينكه يكى از مشهورترين شعراى عصر قاجار و بلكه دورهء بازگشت است ، اطلاعات وفا در تذكرهء مآثر الباقريّه بعضا منحصر به فرد و بسيار مغتنم است و در ميان مآخذ ، هركس اطلاعاتى از كودكى سروش نقل كرده ، اگر صحيح باشد از تذكرهء وفاست ( مانند اطلاعات مرحوم استاد همايى و دكتر محجوب در مقدّمه ديوان سروش ) . و مثلا شادروان دكتر حميدى شيرازى در كتاب ممتّع « شعر در عصر قاجار » ، هيچكدام از اطلاعاتى را كه در اين تذكره راجع به سروش هست ، نياورده و پيداست بدان دسترسى و از آن آگاهى نداشته است . ازاينرو عموم مطالب راجع به بالندگى سروش را مجهول مىگذراند و حتى به خطا مىگويد : « تعليمات متداول ادبى عصر را هم فرانگرفته » . درحالىكه سروش - به شهادت وفا - به دستور و ارشاد سيّد شفتى نزد وفا و در ميان جمعى فاضل و شاعر پيرامون سيّد ، سواد و بهويژه رموز علم شاعرى را تكميل مىكند . همان گونه كه در متن تذكره ، وفا سروده است :سروش آن كودك فرزانه كز ششماهه تعليمم * چنان شد كو بود قادر در آيين سخندانىالبتّه اين نكته هم بايد ذكر گردد كه كار شادروان حميدى در اين كتاب بيشتر ، نقد اشعار است تا تحقيق در احوال .
بههرحال سروش در مكتب شاعران شفتى بالنده مىشود و حتى تخلّص « سروش » را از وفا مىگيرد . قريحه و استعداد خدادادى او با اين آموزشها و استادان ، چنان شعلهور مىشود كه همه را جا مىگذارد و به زودى اطرافيان سيّد پى مىبرند كه اين نوجوان زيباروى - كه همه چشمها را در محافل مجذوب مىكرد - از همه آنها در حال پيشى گرفتن است و در شاعرى گرو مىبرد . چيزى كه در ميان انبوه منابع سروش ، بسيار مبهم است ،