ندارم . »
لازم به ذكر است نسخه بدل « اليك » در بيت اوّل در منابع يادشده « عليك » و نيز « العداة » در بيت دوم ، « الغداة » و همچنين « ذوغبر » در بيت سوم ، به صورت « ذوغير » است .
شرح
( 108 ) - ر ك : امثال و حكم ، ج 3 ، ص 1268
( 109 ) - ر ك : تعليقه ش 46
( 110 ) - قانع : در تذكرههاى ديگر نشانى از او يافت نشد . دليلش شايد در توضيح بعدى روشن باشد .
( 111 ) - كاش بهجز « مشاغل آبا » ، دست چنين قانعى از « خيل شعرا » نيز كوتاه مىشد . چون از همين قصيدهء اوّل ميزان انتحال شاعر پيداست كه تا چند بيت مطلع را عينا از رشيد وطواط ، بدون نام برداشته و عجيبتر آنكه وفا نيز متذكر آن نشده است . ( ر ك : ديوان رشيد وطواط ، تصحيح سعيد نفيسى ، ص 314 و نيز تذكرة الشّعراى دولتشاه سمرقندى ، ص 89 )
( 112 ) - فكارى : در تذكرههاى در دست ، نشانى ديگر از او يافت نشد .
( 113 ) - رونق : محمّد هاشم غسّال : چنانكه در مقاله وفا نيز گفته شده مقايسه دو متن وفا و بهار در مورد رونق ، ميزان اطلاعات متنى و ذكاوت و طنز وفا را به خوبى معلوم مىدارد . البتّه آن بخش از متن وفا را كه منقول از « يكى از ظرفاى مترسّلين » است ، در تذكرهء يخچاليه بهار نيافتم . پيداست اين نوع طنزها ، باب بوده است . اما براى تكميل متن وفا و اندكى روشنتر شدن چهرهء رونق ، متن بهار را در مورد او عينا نقل مىكنيم :
« . . . به باطن مقبول و به ظاهر معقول . . .
مجاورت فضلا را بر منادمت امرا ترجيح و مصاحبت علما را بر ملازمت وزرا تفضيل مىداد . الحق جوانى بود آدمى فطرت ، فرشته خصلت . چندى در دارالسلطنهء اصفهان به كسب هنر كوشيده و قامت روان را خلعت ادب پوشيده تا آنكه . . . به عزم دربار گردون اقتدار خسرو كامكار ، عازم دار الخلافه گرديد .
چندى در آن ديار مدحتسرا و مدّتى در آن حدود ، دفترآرا بود كه غسّال اجل ، لوحه خاطرش از نقوش هواجس شست و نبّاش قضايش ، منزل در تحت تراب جست و نهال آرزو از تربت پاكش رست . »
بهار سپس قصيدهاى زيبا در سى و چهار بيت از او در ستايش منوچهر خان مىآورد با مطلع :جان من تا چند سوزد در غم جانان من * در غم جانان من تا چند سوزد جان من ( الخ )مدايح معتمديه ، صص 87 - 285
از همين دو تذكره برمىآيد كه ولادت او در اصفهان بوده و پس از مدّتها شاعرى در اصفهان ، بالاخره جزو ستايشگران محمّد شاه و اطرافيان شده و در تهران از دنيا رفته است . منابع ديگر حيات او عبارت است از :
تذكرهء شعراى اصفهان ، ( بىنام ) ، نسخه كتابخانه ملى تبريز ( به نقل از تاريخ تذكرههاى فارسى ، ج 1 ، صص 79 - 278 ) و مدايح المعتمديه ؛ فناى اورجانى ، صص 19 - 216 ( به نقل از فرهنگ سخنوران )