من عطا كن كه پس از من به هيچكس نمىدهى همانا تو چنين بخشندهاى مىباشى .
شرح
( 81 ) - سودايى : با سودايى هروى كه در قرن يازده زندگى مىكرده ، نبايد اشتباه شود . ذكرى از او در تاريخ تذكرههاى فارسى ، ج 2 ، صص 78 - 474 رفته و لقب باباوردى يا باروردى دارد . از اين سودايى هيچ نشانهء ديگرى در تذكرهها نيست .
( 82 ) - زرگر : به نظر مىرسد بايد « دو محمّد حسن زرگر اصفهانى » همزمان وجود داشته باشد كه يكى كه مشهورتر است صوفى بوده و از رحمت على شاه اجازه دستگيرى يافته است و شرح حال او در طرائق الحقائق و حديقة الشّعرا هست . ديوان او را هم بارها به چاپ رساندهاند . او به تصريح ديوانبيگى ، در 1260 ق وفات يافته است . اما در مقدّمه برخى از طبعهاى ديوانش به اشتباه وفات او را 1270 ق مىدانند كه اين سال اخير ، مربوط به زرگر شاعر تذكرة مآثر الباقريّه و ستايشگر سيّد شفتى است .
از جمله كسانى كه اين دو را باهم - دستكم - در سال وفات و معرفى برخى از وجوه اشتباه كردهاند ، يكى مرحوم معلّم حبيبآبادى است ( مكارم الآثار ، ج 6 ، ص 1970 ) و ديگرى منوچهر كلك على است . ( ديوان زرگر اصفهانى ، نشر تكيه خاكسار اصفهان ، ج سوم ، مهر 1364 ، مقدّمه )
ظاهرا يك زرگر ديگر با همين نام نيز به شعر شهرت داشت كه در اواخر قرن يازدهم درگذشته است . ( ر ك : تاريخ تذكرههاى فارسى ، ص 668 )
بههرحال در مورد زرگر مداح سيّد ، منابع زير چيز زيادترى بر وفا ننوشتهاند . منابع حيات او به نقل از فرهنگ سخنوران عبارت است از :
اعتماد السّلطنه ؛ المآثر ، ص 205 / مجمع الفصحا ، ( م ) ب ص 52 - 51 / فنا ، صص 200 - 197 / مشار ، ب ، صص 64 - 563 / الذريعة ، ط ( ب ) ، ص 402
همچنين ر ك : تذكره شعراى اصفهان ، بىنام ، كتابخانه ملّى تبريز ، به نقل از تاريخ تذكرههاى فارسى ، ج 1 ، صص 79 - 278 ، شمارهء 10
( 83 ) - ر ك : تعليقه ش 26
( 84 ) - ثاقب ، آقا محمّد : حسين فرزند ملك محمّد بن محمّد قاضى عسكر از نژاد لر بود كه پدرش توانسته بود مدارج ترقّى را آنچنان بپيمايد كه به شغل نديمى سرسلسله قاجار درآيد و آنگونه كه از قرائن پيداست مطالعه و تدقيق در تاريخ و حسن خط را از فضائل ديگر بيشتر كسب كرده بود .
بهطورى كه تاريخ خوان و مجلسگوى آقا محمّد خان قاجار و پس از او ، برادرزادهاش فتحعلى شاه شد .
پس از مرگ او فرزندش محمّد حسين متخلّص به ثاقب جاى او را گرفت و همچنان تاريخخوان محفل خاقانى بود . آنطور كه از گزارش وفا در « مآثر » و نيز بهار در « مدايح » برمىآيد به دستور فتحعلى شاه ، تاريخى مفصّل و مصنوع به سياق وصّاف و معجم به نام « تاريخ جهانآرا » نوشت .
البتّه چنانكه پيداست وفا - بر خلاف بهار - به نام و تاريخش تصريح نكرده است ، اما با توجّه به تاريخ