شرح
( 153 ) - متن : « سحر الاطيفون » ؛ چون معنيى از آن دريافت نشد ، به صورت « به بحر الاطيفون » اصلاح گرديد .
( 154 ) - متن : « اسردشنه » .
( 155 ) - متن : « فارن » .
( 156 ) - متن : « كشتى » .
( 157 ) - متن : « ماهى » .
( 158 ) - متن : « نامند » .
( 159 ) - در متن ، پس از « اقاليم » ، « است » آمده كه زائد به نظر رسيد و حذف شد .
( 160 ) - چنين است در متن ؛ ظ . « بنطش »( Pontus )درست است كه همان درياى سياه باشد ، و « جزيرهء بنطس » احتمالا « سرزمين كهنيست در شمال شرقى آسياى صغير كه از قرن چهارم تا سال 66 ق . م . پادشاهى بوده ، و سپس به يكى از ايالتهاى روم تبديل گشته است » . ( از فرهنگ دانشگاهى وبستر ، ويرايش نهم ، ايالات متّحدهء آمريكا ، مريم وبستر ، 1991 ، نامهاى جغرافيائى ، ذيل. ( Pontusنيز - دايرةالمعارف فارسى : پونتوس ( پنطس ) .
( 161 ) - متن : « كعب الاخبار » ( با « خ » ) .
( 162 ) - متن : « نبطش » . - يادداشت 160 .
( 163 ) - متن : « جمرهخيز » ؛ قياسا تصحيح شد .
( 164 ) - متن : « ماهى » .
( 165 ) - به نظر مىرسد در اينجا عبارتى از قلم افتاده باشد .
( 166 ) - در حاشيهء ص 297 آمده است : « رسالهء سرمهء اعتبار بيدل كه به تكليف كامكار خان پسر نوّاب جعفر خان عمدة الملك نگاشته » .
( 167 ) - چنين است در متن ؛ ظ : « قفس فرسوده » ( ؟ ) .
( 168 ) - چنين است در متن ؛ ظ . « نيى » درست است .
( 169 ) - متن : « مشرق نورد » ؛ باتوجّه به سجع ( « طور » در پايان عبارت ) ، تصحيح شد .
( 170 ) - كذا بدون فعل .
( 171 ) - متن : « شيىء » .
( 172 ) - كذا ، فعل بىقرينه حذف شده است .
( 173 ) - در متن ، پس از « كند » ، « و » آمده ؛ زائد به نظر رسيد و حذف شد .
( 174 ) - متن : « سيّم » .
( 175 ) - متن : « خوب » .
( 176 ) - كذا ، درحالىكه دو نوع را آورده است .