استدلال
- آن است كه صفتى يا مقدّمهاى ايراد كند و آن را به برهان عقلى يا نقلى ثابت گرداند ، مثالش :
به نام ايزد تو خود باغى و گر برهان كسى خواهد * قدّت سرو است و زلفت سنبل و رخ گل در اين گلشن
ترصيع
- آن است كه الفاظ را به دو قسم آورد و تمام الفاظ قسم دوم ، موافق قسم اوّل باشد ، هم در عدد حروف و هم در حركات و سكنات ، و در هر لفظ رعايت قرينه كند ، مثال :
اى مصوّر ز تو كمال صفا * وى منوّر ز تو جمال وفا
تجنيس
- آن است كه لفظ در صورت موافق و در معنى مغاير بود ، و اين چند نوع است ؛ يكى بسيط مركّب تام كه در همهء اركان متّفق باشند ، مثال :
تا همچو لبِ تو ديدهام مرجان را * خواهم كه كنم فداى تو مر جان را
دوم مركّب تامّ مختلف كه در همهء اركان متّفق باشند جز حركت يا بعضى از حروف ، مثال :
از فراقِ رخِ چو گُلزارت * عاشقِ خسته زير گِل زارت
سيم تجنيس خط ، و آنچنان است كه دو لفظ در كتابت متّحد باشند و در تلفّظ مختلف ، و تمام اين بيت مشتمل بر اين صنعت است :
كه بر احوال زار ما نگريست * كه بر احوال زار ما نگريست
چهارم تجنيس مزدوج ، و آن چنان است كه كلمهء دوم جزء كلمهء اوّل باشد ، مثال :
گشت روا حاجت و امّيد خلق * از در عاليش كه آباد باد
پنجم تجنيس لفظى ، و آنچنان است كه متجانسين در تلفّظ متشابه باشند و در كتابت متباين ، مثال :
اى هدهدِ صبا به سبا مىفرستمت * بنگر كه از كجا به كجا مىفرستمت
تشبيه
- انواع بسيار دارد و از آن جمله هفت قسم در اينجا مذكور مىگردد :
اوّل تشبيه مطلق ، مثال :
رُمح و حسام تو چو قلم بدسگال را * سينه همىشكافد و گردن همىزند
دوم تشبيه مشروط ، مثال :
اگر مورى سخن گويد و گر مويى روان دارد * من آن مورِ سخنگويم من آن مويم كه جان دارد
سيم تشبيه بالعكس ، و دستورش چنان است كه چيزى را به چيزى مانند كنند در صفتى ،