تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة المعاصرين ( فارسي ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
منابع : فرهنگ سخنوران . عبد الرسول خيامپور . ص 301 . ( 89 )

* ص 223 سيّد محمّد حسرت

سيد محمّد از سادات موسوى مشهد مقدس بود پدرش ميرزا صدرا به هند مهاجرت كرد و سيّد محمّد در اين كشور به دنيا آمد . در كودكى به همراهى پدر خود به وطن بازگشت . وى از خادمان مشهد مقدّس بود . بنابر نقل تذكرة الشعرا در فنّ سخنورى از ميرزا مهدى عالى مشهدى تربيت يافته است . واله داغستانى در رياض الشعرا گويد : اگرچه شعر او كمتر است اما عذوبت و سلاست بسيار دارد . چند بيت از اشعار حسرت كه در تذكره‌هاى مختلف آمده است :
جانِ پيوسته به حق را خطر از دشمن نيست * هيچ حرزى چو دل خود به خدا بستن نيست
* * *
بى تو گل را در گلستان خار مىدانيم ما * سبحه را بى ذكر تو زنّار مىدانيم ما
* * *
تمام معنى ديدار بود صورت ما * مثال آينه بىوجه نيست حيرت ما
* * *
بود از خاكساران نسبتى ارباب بينش را * كه غير از سرمه نبود هيچ چيز آرايش ديده
* * *
چنان رم كردم از مردم كه بعد از مرگ من حسرت * به دامانى غبارى آشنا هرگز نمىآيد .
ديوان وى در الذريعه به شمارهء 1449 در ج 9 / 1 ص 238 معرفى شده است .