( 60 )
* ص 200 ميرزا باقر حضورى قمى
در تمام تذكرهها از شخصى به نام حضورى قمى نام برده شده كه معاصر شاه تهماسب صفوى است و در اواخر سال 1000 ه . ق در نجف درگذشته است بنابراين اين شخص نمىتواند از دوستان حزين باشد كه در يك قرن بعد به دنيا آمده است . نام اين شخص در فرهنگ سخنوران ص 168 بهعنوان يكى از دوستان حزين ذكر شده است .
( 61 )
* ص 201 ميرعسگرى قمى
وى برادر نور الدين قمى متخلّص به اكسير است .
چند بيت زير از او در تذكرههاى رياض العارفين و روز روشن آمده است :
شاهى كه به كربلا ظفرياب نشد * گردون بمراد او . . . ياب نشد
گرديد چو تشنگى بر او مستولى * حيرت دارم چرا فلك آب نشد
* * *
بر رخ نشسته گرد ملامت بسى مرا * نبود عجب اگر نشناسد كسى مرا
منابع : روز روشن . محمّد مظفّر حسين صبا . ص 544 ؛ رياض العارفين . آفتاب راى لكهنوى . ج 2 ص 32 ؛ فرهنگ سخنوران . عبد الرسول خيامپور . ص 391 .
( 62 )
* ص 201 ميرنوراكسير كهين
چند بيت زير از نوراكسير كهين است كه در تذكرهء حزين ذكر نشده است :
به دوران اگر دست تنگى نباشد * رخ مرد را زرد رنگى نباشد
مكانى برايت به از دل ندارم * اگر عيب اين خانه تنگى نباشد
چه رو بر قفا كرد مژگان شوخت * كه اين رسم تركان جنگى نباشد
* * *
نه همين عزّت به بزم اهل عشرت داشته است * دختر رز هركجا بوده است حرمت داشته است