گيرد به قرض هرچه ز هركس نمىدهد * دشنام اگر دهند به او پس نمىدهد
* * *
پر مكن خون در دلم تا دوستى ماند بجاى * شيشه چون از باده پر شد از هوا خالى شود
* * *
سنگ از دل شكسته خورد شيشهء حيات * تا برخورى ز عمر مخور بر دل كسى
* * *
هركس كه دم ز هوش بر يار مىزند * سر را هزار بار به ديوار مىزند
* * *
دل بهر چه در بزم تو ما داشته باشيم * در كعبه چرا قبلهنما داشته باشيم
* * *
نبود عجب ز نازكى پاى آن نگار * رنگ حنا اگر كف پايى بر آن زند
* * *
باده كى بىابر مستان را دماغ تر دهد * نخل عيش مىكشان از آب باران بر دهد
* * *
كجا فكر شكست بىدل و دين دگر دارد * كه در دل هرچه دارد با من آن بيدادگر دارد
ز بس كاهيدهام دور از تو هيچ از من نمىماند * ز چشم ناتوانم عكس اگر آيينه بردارد
* * *
بسكه خوش زلف و كاكل افتاده است * تاب در جان سنبل افتاده است