تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الشعراء ( فارسي ) — صفحة 650

مساهمون:

ص٦٥٠
ايشان مريد شيخ احمد غزّالى و ايشان مريد شيخ ابو بكر نسّاج و ايشان مريد شيخ ابو القاسم گرگانى كه محلّ اجتماع اين سلسله است ، به سلسلة الذّهب حضرت خواجگان - قدّس اللّه ارواحهم - و جناب شيخ شريفى در ايّام شباب نفس نفيس خود را ، در خلوت قالب ، مجاهده فرموده ، به صيقل ذكر دل آينه و روح پرفتوح را ، به‌طورى مصفّا و مجلّا گردانيده‌اند كه محل مشاهدهء شاهدان اسرار خفى و انوار غيب الغيبى ، گشته بودند و ايشان را مريدان وافى الاخلاص كافى الاختصاص ، بسيارند . طبع خوب داشتند و گاهى در غلبهء احوال ، واردات غيبيّه را در رشتهء نظم مىكشيدند و اين مطلع شريف والد بزرگوار خود را چنين تتبّع نموده‌اند : لوالده - قدّس سرّه - :
كسى داند در اين ميخانه ذوق زندگانى را * كه سازد صرف پير دير ايّام جوانى را
تتبّع :
اگر دانستمى پيرى و حال ناتوانى را * ز كف كى دادمى بيهوده ايّام جوانى را
و حضرت مخدومى حسن خواجه‌نثارى ، اين‌چنين گفته‌اند : مطلع :
اگر خواهى كه در پيرى نبينى ناتوانى را * به خوبان تا توانى صرف كن نقد جوانى را
و ميرم سياه ، در همين اسلوب مطلعى « 1 » دارد و آن اين است : مطلع :
از آن روزى كه بس كردم شراب ارغوانى را * دگر هرگز نديدم روى عيش و شادمانى را
و جناب خواجه حسين صدر عبيد اللّه خان - نوّر مرقده - چنين گفته : مطلع :
بده ساقى به دور گل شراب ارغوانى را * غنيمت دان بهار عمر و ايّام جوانى را
و جناب شيخ شريفى ، به حضرت مخدومى حسن خواجه‌نثارى ، طريق محبّت داشتند
هامش
( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( مصلعى ) .