رباعى مضلّع مساوى الطرفين « 1 » :
نمايش تصوير
رباعى ردّ العجز على الصّدر اين است :
فرسوده تنم زادهء محنتآلود * آلودهء درد عشق از غم فرسود
به بود صبور يا كه گردم نابود * نابود شدن به عشق جانان به بود
و رباعى گوشوارهء اظهار مضمر :
اى شاه به وصف تو عدالت مفهوم * بيداد به عالم شده شاها معدوم
عالم تو به علم اهل عالم شدهاى * در پيش تو علم اهل عالم معلوم
رباعى مصنوع :
اى مه كه مرا سيريست از صيقت خم * فكر سر زلفت بكند دردم كم
اعلام كه امشب ز عذاب غم عشق * از عالم قدس مىروم سوى عدم
و اين غزل لفّ و نشر مرتب « 2 » از اشعار مطبوع اوست :
هامش
( 1 ) . رباعى مضلّع مساوى الطرفين اين است :روى تو بود نور دِهِ ديدهء حور * روح تو كه پيداست وجود تو ز نور
رون است تو را اگرچه با اهل نشور * رو شور ميانگير و نشين شوخ غيور( 2 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( مرتبت ) .