مىكوشيدند و در طريق فضيلتشناسى متفرد زمان بودند . طبع خوب داشتند و در همهء فنون شعر ذو فنون بودند ، تدوين ديوان نمودهاند و كتب و رسايل و نسخ عربيّه و غيره بسيار در علوم نوشتهاند كه ارباب افاده « 1 » را سودمند است و نسبت به حال اين كمينه نظر عنايت داشتند . فقير كمزمانى است كه ملازمان ايشان را به دعاى خير ياد نمىكرده باشم . سنّ شريف ايشان از هشتاد متجاوز بوده كه نداى ارجعى را اجابت نموده ، به چمنسراى خلد شتافتند و قبر منوّر ايشان را در جوار مزار فايض الانوار خواجه محمد عبدى در وى واقع است و اين غزل و رباعى از گفتار روحبخش ايشان است :
تا چين ز حيرتى « 2 » به جبينش فتاده است * پهلو به خنجر ستم از كينهء خوديم « 3 »
و اين غزل عرفى را به غايت جواب نيكو گفته است :
عرفى :
عشق كو تا نو كنم با دوست پيمانى درست * وز فغان در شهر نگذارم گريبانى درست
جواب :
گر چو من بيند ملك زآن شوخ پيمانى درست * جامهء عصمت نماند با گريبانى درست
نيم مژگان در دلم صد سوزن الماس زد * تا به جان من چه خواهد كرد مژگانى درست
كار نفح صور كردى شام نوميدى ز ضعف * گر برون مىآمدى از سينه افغانى درست
در بن هرمويم از زلف تو كفرى مضمر است * در مسلمانى همين مىباشد ايمانى درست
سيرت آيينهء رويش چو آيد در نظر * طوطى طبع تو خواهد كرد ديوانى درست
هامش
( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( اناده ) .
( 2 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( ز حيرفى ) .
( 3 ) . در اصل به جاى رباعى ، بيت مذكور آمده است [ ج ] . ديوان شعرى از وى به جاى مانده است . نسخهاى از اين ديوان در پژوهشگاه خاورشناسى تاشكند نگهدارى مىشود .