بيت :
فيضى كه ز حجرهء حرم مىطلبى * در صومعهء خواجه بهاء « 1 » الدين است
[ 201 ] [ ندايى بخارايى ]
[ پيش از 1013 ق / 1604 م ] ندايى ، اسم ساميش خواجه عبد الكريم است و ولد جناب معالى نصاب شريعت انتساب ، اقضى القضاة و اعدل الولاة قاضى محمود بن قاضى اخسار است . تولّد در فاخرهء بخارا نموده ، تحصيل علوم نيز ، همانجا كرده ، جامع مجموعهء فضل و كمال و صانع مصنوعهء فكر و خيال گرديده بود . طبع تيز و فهم بانگيز « 2 » داشت . از فضلاى معتبر و شعراى مقرّر است . با وجود مرتبهء بزرگى ، به اهل زمانه ، درويشانه معامله مىنمود و نسبت ارادت ، به جناب هدايتمآب ولايت انتساب مولانا پايندهء اخسيكتى داشت اكثر اوقات جليس مجلس شريف ايشان بوده ، از انفاس نفيسهء ايشان مستفيد مىگرديد .
بعد از وفات مخدوم مذكور ، طوطى طبعش ميل شكرستان هند نمود ؛ چنان استماع افتاد كه در نزد خسرو جمجاه انجم سپاه ، جلال الدين محمد اكبر پادشاه معزّز بوده و احترام تمام داشته و امور صدور و شيوخ و موالى و اهالى و فضلا و شعرا ، مفوّض به رأى صوابنماى او بوده و حالا كه شهور سنهء ثلاث و عشر و الف است ، چنان مسموع گرديد كه به مضمون :
بيت :
وداع آشيان كن مرغ جان كامروز در گوشم * صداى خانه گم كردن ز پرواز تو مىآيد
مرغ روح نازنينش ، قفس قالب را شكستهبال اقبال گشاده ، سدره آشيان گشته - اللّهم اغفر و ارحمه - طبع خوب و سخنان مرغوب دارد .
هامش
( 1 ) . در اصل : ( بها و الدين ) .
( 2 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( بالكثر ) .