نقطهء سوم در ذكر شعرايى كه مؤلف ايشان را نديده ، اشعار ايشان را از غيرى شنيده [ است ] .
[ 113 ] زردكى حصارى
[ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] زردكى حصارى ، مردى صافىمشرب روشنضمير بوده ، طريق تحصيل را پيموده ، اهليّتى نيز داشته ، مزاح بر مزاجش غالب بوده و به اهل زمانه با مطايبه معامله مىنموده حتى كه فرزندانش را ، نيز از مطايبه خالى نمىگذاشته . گويند كه پسرش را « شلغمى » و دخترش را « كلتكى » لقب نهاده بوده ، اشعار مطايبهآميز مزاحانگيز دارد و اين دو غزل از آن جمله است :
غزل :
بيا اى آفتاب و ماهتاب و شاه سنگ ميله * كه عشاق تو از عشق تو در هرگوشه مىغيله
ز ياران چند باشى در حذر دايم تو اى گلرخ * نمىدانى كه مىسازند ايشان قاله را قيله
بيا و بين مه من عاشقان بىسروپا را * كه مىجوشند در ديگ غمت چون فله و فيله
اگر افتد به دست من غلوّ جان گه كلتك * شكافم بينى ايشان و سازم همچو خر ژيله
بالآخر مىشوى بافنده و اصلا نمىدانى * كه اصل ماكو مأواكوست يا ماله است يا ميله
بگفته « 1 » « زردكى » شعرى و معنا را نمىداند * بيا و گو به من معنى او را به صد حيله
هامش
( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( به گفته ) .