[ غزل ديگر : ]
گريم چند در غمت اى ماه فَنگفَنگ * رو به صفت به باغ فراق تو پَنگپَنگ
بىآفتاب روى تو چون ذرّه كيكوار * تا چند برجهم به هرگوشه وَنگ ونَگ
از دست غم به رشتهء جان چنگ مىزنم * قانون سينه مىدهد آواز چنگچنگ
گر مرغ دل نزاد ز هجر تو جوجهاى * ورنه چراست اينهمه آواز جنگجنگ
مىنالد از فراق رخت زار « زردكى » * چون گربه در ميان سگان تو مَنگمَنگ « 1 »
با وجود مزاح مزاجى ، اشعار فصيح نيز ، مىگفته و اين رباعى و فرد و بيت ، از آن جمله است :
رباعى :
ادنى ستم فراق اعلى اعلى * اندك غم هجران تو صحراصحرا
آتش به درون سينه خرمنخرمن * خونابه به روى زرد ، دريادريا
فرد :
صورت پنبهء داغ جگر سوختهام * همچو نقشى است كه بر مهر سليمان باشد « 2 »
هامش
( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( مينگمينگ ) .
( 2 ) . در اصل بيت نوشته نشده است .