بدان كه نهاد آدميزاد را ، شريفترين شيوه ، ادب است و نهال وجود او را لطيفترين ميوه ادب است .
بيت :
ادب تاجى است از نور الهى * بنه بر سر ، برو هرجا كه خواهى
در آداب النّبى ، آوردهاند كه هرگز پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - در پيش كسى ، پاى دراز نكرد و آب دهان بر زمين نيافكند و به سلام كسى بر آن حضرت ، سبقت نگرفت . « 1 »
نظم :
مصطفى را هزار معجزه بود * كه به مردم همى نمود مقيم
بهترين هزار معجزهاش * ادب نيك بود و خلق عظيم
آوردهاند كه حضرت امام اعظم - رحمه اللّه - را ، ادب تا غايتى بوده كه هرگز از بازار كاغذفروشان بىطهارت نمىگذاشتهاند . ترجمهء حديث :
بىادب مرد ، كَى شود مهتر * گرچه او را جلالت و نسب است
باادب باش ، تا بزرگ شوى * كه بزرگى ، نتيجهء ادب است
حكايت : آوردهاند كه خواجه نصير نظام الملك وزير كه از خوشطبعان مشهور است ، او را به مال خطير ، مصادره كرده بودند ، هيچ عقوبتى ، دانگى از خواجه حاصل نشده ؛ حكيمى گفته كه خواجه را ، به مصاحبت بىادبى عقوبت كنيد ! پس او را در خانه ، به مصاحبت حيوان نادانى ، حبس كردند كه به سبكعقلى چون كاه ارزن و به گرانجانى چون كوه زوزن ؛ نه در خزانهء خيالش ، از حاصل علم ، چيزى و نه در بطانهء وهمش از نقد حلم پشيزى !
هامش
( 1 ) . سنن ترمذى ، الشمائل ؛ معانى الاخبار شيخ صدوق ، 81 .