تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الشعراء ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
مقصود اصلى مىبرند . چنانچه مخدومى نثارى مىفرمايند :
عاشق ز هرچه هست به مقصود پى برد * گر صورت خوش است و گر هيئت كريه
حكايت : در كتاب معارج النّبوة ، چنان ديده‌ام كه وجه تسميهء نوح - عليه السلام - به نوح آن است كه روزى به سگ گرگينى چركينى بگذشت ، سگ به وى نزديك شد ، نوح - عليه السلام - با وى خطاب كرد كه دور شو اى قبيح ! سگ با وى در سخن آمد و گفت : يا نوح ! اگر مىتوانى بهتر از اين بيافرين ! بعد از آن گفت كه : زبان نگاه‌دار كه نام آدميّت ، تو خود بر خود اجرا نكرده‌اى و نقد نبوّت ، تو خود در كيسهء وقت خود نريخته‌اى . اگر پوستين سگى از من بيرون كند ، مىتواند و اگر داغ خذلان ، بر جبين آدميان هم كشد مىتواند ! نوح از اين سخن در گريه شد و چندين سال نوحه كرد از آن‌جهت مسمّا به نوح گشت . « 1 »
هامش
( 1 ) . معارج النبوّهء معين الدين كاشفى هروى ، چاپ كراچى ، 1978 م ، ركن اول ، ص 72 .
تذكرة الشعراء ( فارسي ) — صفحة 216 | سلطان محمد مطربي سمرقندي