موافق بود و آواى نغماتش در حدّت و ثقل مطابق مىنمود . در آهنگ حسينى ، به اصول دورشاهى نقشى دلكشى بسته كه سازندگان قوانين ايقاع و نوازندگان موازين تأليف ، در تحسين آن عمل متّفق القولاند و نيز ، در آهنگ راست ، به اصول خفيف ، صوت العملى بس نيكو ، بسته بوده و از هرسر خانه ، انتقال به مرقع و از ميانخانه ، انتقال به پنجگاه و در بازگوى ، شهناز مىنموده و لوازم او را عشّاق مىساخته ، به غايت دلپذير و عجايب بىنظير بوده .
مصرع :
ذوق اين مَى نشناسى ، به خدا تا نچشى .
اشعارش پرسوز و گفتارش عجايب دلافروز است .
جناب اقضى القضاة ، قاضى محمد عارف بن قاضى محمد صادق ، به فقير گفتند كه :
اين مطلع و رباعى از مكنوزات طبع حضرت سلطنتپناهى است .
مطلع :
چون شمع سوختم ز غمت سرو ناز من * روشن نگشت پيش تو ، سوز و گداز « 1 » من
رباعى :
با ياد توام خوش است ، جانا همهحال * روزانه در انديشه و شبها به خيال
گر با تو نيم ، بىتو نيم ، در همهحال * خواهى به فراقم كُش و خواهى به وصال
هامش
( 1 ) . در اصل : ( گذار ) .