[ بند اوّل ]
السلام اى شمسهء ايوان رب العالمين * زيب صورتخانهء نقّاش صورتآفرين
السلام اى « هل اتى » « 1 » را از صفاتت افتخار * سرفراز آل طه ، انتخاب ياء و سين
السّلام اى آستانت خلق را دار الامان * آستان روبت به طرف آستين ، روح الامين
بازوى غوثت رسول الله را ركن الظّفر * رشته مهرت رجال الله را حبل المتين
السلام اى نافذ الحكمى كه از فرمان تو * آفتاب مشرقى طالع شد از مغرب زمين
اى كه آمد آفتاب طلعتت مشرق حرم * قبلهات نامست امّا قبلهء دنيا و دين
هامش
- بىعديل و بديل است . تتبّع هرچيز بسيار كرده ، مكرّر به هند رفته ، به عراق مراجعت نموده و جمعيّت وافى شافى آورده و الحال در عراق است . او پدر مير هاشم متخلّص به سنجر است . بنده به صحبت كثير البهجت وى در كاشان و صفاهان و شيراز رسيدهام . بعد از فوت شاه طهماسب و خروج شاه اسمعيل به اين دو تاريخ گفته : اينست يكى در خروج و يكى در فوت :شهنشاه جمجاه گيتىپناه * كه مىخورد گردون به ذاتش قسم
جهاندار قهار گردون وقار * كه بودش لقب قهرمان عجم
ازو زهر در كام ضحاك مار * و زو خاك بر فرق جمشيد جم
دو تاريخ زيبنده مىخواست فكر * كه بر لوح عالم نگارد قلم
يكى بهر جاهش در اقليم دهر * يكى بهر عزمش به ملك عدم
« شهنشاه روى زمين » گشت ثبت * « شهنشاه زير زمين » شد رقم984 ه . ق 985 ه . ق
براى تحقيق بيشتر ، به تقريرات استاد گلچين معانى و مآخذ زير مراجعه شود :
كاروان هند ، ج 1 ، ص 461 ؛ مكتب وقوع ، ص 155 ؛ شهرآشوب ، ص 49 و مآثر رحيمى ، ج 3 ، ص 620 ، تذكرهء ميخانه ، ص 321 ؛ نتايج الافكار ، ص 263 و تذكرهء نصرآبادى ، ص 475 .
( 1 ) . انسان / 1 .