3 - در ذكر شعراى دار المؤمنين قم و نواحى آن ، 16 شاعر
4 - در ذكر شعراى بلدهء فاخرهء ساوه و نواحى آن ، 14 شاعر
5 - در ذكر شعراى دار السلطنه قزوين خصوصا بعضى از شاهزادگان كامكار و سلاطين نامدار و وزراى عالى مقدار با لاحقه ، 23 شاعر
6 - در ذكر شعراى گيلان و دار المرز مازندران و نواحى آن ، 18 شاعر
7 - در ذكر شعراى دار السلطنهء تبريز و آذربايجان و نواحى آن ، 35 شاعر
8 - در ذكر شعراى يزد و دار الامان كرمان و نواحى آن ، 35 شاعر
9 - در ذكر شعراى دار الافاضل شيراز و نواحى آن ، 33 شاعر
10 - در ذكر شعراى بلدة الاسلام همدان و نواحى آن و بعضى الكات فراهان ، 33 شاعر
11 - در ذكر شعراى دار السلام بغداد و نواحى آن و جرفادقان و قصبات و حوالى نزديك
12 - در ذكر شعراى دار الخلافهء رى و استرآباد و نواحى آن ، 29 شاعر
13 - در ذكر شعراى سخنسرايان بلاد خراسان
تقى الدين در طول سالهايى كه به اين كار خطير اشتغال داشته ، اجزا و اركان و مواد مربوط به كتاب را به ترتيبى كه به دست آورده نوشته و بيشتر به تاريخ تحرير تراجم اشاره كرده است . با اين حال بارها در پايان شرح حال و درج اشعار به علت دست يافتن به مطالب تازه به تكميل آنچه نوشته بود همت گماشته و در جاى جاى كتاب به آن اشاره كرده است . اين كار تا سال 1016 كه از تأليف كتاب فراغت حاصل نموده ، ادامه داشته است . مثلا در ترجمه احوال ابو تراب بيك فرقتى آورده است :
بعد از ترك تذكرهنويسى لازم شد ، بلكه واجب كه نام نامى آن جناب را با اشعار گزيدهء وى در داخل اين نسخهء خير مآل گردانم ، لاجرم در شهور سنهء عشر و الف هجريه نتايج طبع آن حضرت در اين اوراق مثبّت شد . در شرح حال ميرداماد هم به همين ترتيب عمل كرده است .
مؤلّف با وجود دستيابى و بهره داشتن از برخى از منابع عصر پيشين ، از ذكر آنها سر باز زده و در پاسخگويى به منقّدان كه به صراحت يا تعريض او را به درج عبارتهاى
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي ) — صفحة مقدمه 26
مساهمون: مير تقي الدين كاشاني
صمقدمه ٢٦