جبريل كه مستغنى از آمرزش و عفو است * در سايهء آن نخل شفاعت ثمر آيد
احكام قدر تابع ديوان قضايش * هرجا كه رود حكم قضا بر اثر آيد
ز آن پيش كه رايات وى افراخته گردد * از جانب حق آيت فتح و ظفر آيد
سرسبز بود گلشن جنّت ز بهارش * نخلى كه ز سرچشمهء او آبخور آيد
هر سر كه نيابد شرف از خاك در او * شايستهء آن است كه خاكش به سر آيد
چون گرم شود پرسش ديوان قيامت * چون وقت جزاى عمل خير و شر آيد
در دفتر اعمال گناهان سخى را * يا رب قلم عفو محمد به سر آيد
در تاريخ قتل مير احمد نقطهاى « 1 » گفته :
سرْخيل اهل اضلال ، مير احمد مُضلّ آنك * شد منكر رسالت ، از كفر و از ضلالت
از منكران احمد از پيروان محمود « 2 » * چون او سگى نزاده از مادر شقاوت
چون زد قضا دو نيمش از تيغ شاه عباس * كش باد روز محشر از مصطفى شفاعت
از لوث هستى او شد چون جنان ، جهان پاك * صدر جهنم از وى گرديد پرنجاست
چون منكر رسالت بود آن شقى ، از آنرو * تاريخ قتل آن سگ ، شد « منكر رسالت » « 3 »
در تاريخ فوت مولانا احمد اردبيلى « 4 » گفته :
مفتى شرع نبى احمد كه بود * پاكدامن ، پاكطينت ، پاكزاد
آنكه سودندى جبين بر خاك او * شيعيان دين ز روى اعتقاد
آنكه از آلودگى هرگز نيافت * دامنش با گرد عصيان اتّحاد
شد به سوى خلد ناگه روح او * گفت جنّت از قدومش خير باد
منخسف گرديد ماه اوج شرع * تيره شد مهر سپهر اجتهاد
چون پناه و مقتداى شيعه بود * چون به مهر چارده معصوم زاد
هامش
( 1 - 2 ) . به زيرنويس صفحهء 292 اثر حاضر مراجعه شود .
( 3 ) . به سال 1001 ه . ق اشاره دارد .
( 4 ) . احمد اردبيلى : احمد بن محمد ، معروف و مشتهر به مقدّس اردبيلى ، از علماى بزرگ و فقيهان و متكلمان شيعه است . در اردبيل به دنيا آمد و در نجف متوطن شد و در همانجا نيز از دنيا رفت ( 993 هجرى ) . داراى تأليفات بيشمارى است از جمله : حاشيهء شرح تجريد قوشچى ، حديقة الشيعه ، حاشيهء شرح مختصر الاصول عضدى . « برگرفته از :
لغتنامهء ، ج 14 ، ص 21319 » .