الارض ناوى اليه كل ملهوف من رعيته ، فان عدل فله الاجر و على الرعية الشكر ، و ان جار فعليه الوزر و للرعية اجر الصبر " يعنى پادشاه سايهايست از سايههاى خداى تعالى در زمين كه منضم مىشود و پناه مىگيرد بهسوى او هر عاجزى از رعيت او ، پس اگر آن پادشاه عدل كرد ، پس مرا وراست مزد و ثواب و بر رعيت است شكر ، و اگر جور كرد ، پس بر او گناهست و مر رعيت راست مزد سازگارى .
شرح
( 12 ) ص 32 ، المجاز قنطرة الحقيقة : عبارت معروفى است كه در كتب امثال و اخلاق آوردهاند و صوفيه در آثار خويش بيشتر آن را به صورت مثل ذكر نمودهاند .
در كتاب شرح گلشن راز ، لاهيجى ، ص 484 " آمده المجاز قنطرة الحقيقة : مجاز پلى براى حقيقت باشد كه بهوسيله آن مجاز به حقيقت روند .
و در امثال و حكم دهخدا ، ج 1 ، ص 27 " همراه با بيتى از ابن يمين :مىپزم و سوداى خامش تا بسوزم اندر آن * عاقبت سوى حقيقت هر مجازى مىكشدذكر شده است .
نيز رجوع كنيد به كتاب رياض السياحة ، شيروانى ، صص 164 ، 297 ، 372 و در مقالات شمس ، صص 209 ، 236 ، بدين عبارت : الدنيا قنطرة .
( 13 ) ص 34 ، الناس على دين ملوكهم : حديث نبوى است و در حديقة الحقيقة ، شيخ الاسلام احمد جام ، ص 4 و تعليقات حديقة الحقيقة ، مدرس رضوى ، ص 788 و كتاب الانسان الكامل ، نسفى ، ص 473 و رياض السياحة ، شيروانى ، صص 20 ، 468 آمده است .
نيز در امثال و حكم دهخدا ج 1 ، ص 276 " همراه با چهار بيت از مولوى و يك بيت از مغربى مانند .آن رسول حق قلاووز سلوك * گفت الناس على دين ملوك مولوى
كه رعيت دين شه دارند و بس * اينچنين فرمود سلطان عبس مولوى
هرآن صفت كه شه ملك راست غالبا اوصاف * همان صفت كند اندر سپاه شاه سرايتمغربى آورده است .
اما فروزانفر مرحوم در احاديث مثنوى ، ص 28 " به استناد گفته صاحب اللؤلؤ المرصوع ، ص 95 " جمله " الناس على دين ملوكهم " را از موضوعات شمردهاند و اين بيت از ملاى روم :