بود . بعد از سه روز از روح مطهر حضرت مقدسه « 1 » اشارت شد و بشارت رسيد كه : اى عبد الله ! ديگر ترا « 2 » به طواف مكه معظمه بايد مشرف شد . آن بود كه شيخ عبد الله به رخصت آن حضرت رو به مكه كرده مىرفت ( كه ) به يكبار به سبب « 3 » حادثه ( اى ) « 4 » از قافله جدا شد ( و ) يك شبانهروز جدا از قافله رفت « 5 » .
اتفاقا گذر آن بزرگوار به موضعى افتاد كه در آن موضع چشمه ( اى ) و يك بيخ « 6 » درخت خرما بود .
زمانى « 7 » مكث كرد و تجديد وضو كرد و دوگانه ادا نمود . درين حين آوازى « 8 » به گوش حضرت شيخ رسيد كه : اى عبد الله ! صنع الله مشاهده كن و از خود بگسل ! اين ندا كه به گوش « 9 » آن حضرت رسيد ، شوق غالب آمد و بى خود شد . يك و نيم روز بى خود بود و مشاهد . بعد از آنكه به حال آمد ، از لذت آن « 10 » بيخودى و مشاهده « 11 » يك سال ديگر در آن موضع مىبود ، به اميد آنكه باشد كه آن دولت رفته باز آيد و اين دل حزين به سبب آن « 12 » دولت از حزن بدر آيد . چونكه انتظارى به تطويل انجاميد ، بعد از يك سال حق سبحانه و تعالى به لطف عميم و كرم قديم و به صفت رحيمى خود به حال وى رحم كرد و آن « 13 » دولت رفته بازگشت و اين طالب به مطلوب خود باز رسيد و قاصد به مقصود خود پيوست . اين مرتبه بيخودى به دوچندان اول باز داشت . و بعده سه ماه ديگر توقف كرد . شايد كه اين سعادت باز روى نمايد . ديگر بار آواز آمد كه : اى عبد الله ! اذهب ! اين بار يقين شد كه ديگر اين « 14 » دولت نخواهد ميسر شد « 15 » . برخاست « 16 » و رو به راه كرد و نظر در مقصود آورد و به مقصد « 17 » رسيد و به طواف خانه معظمه مشرف شد . پنج شوط زده بود كه اشارت شد و بشارت رسيد كه : اى عبد الله ! ترا من بعد اينجا « 18 » بايد بودن كه اينجا « 19 » از سعادتمندان اويسى جماعتى هستند ، باشد كه از « 20 » تربيت تو به سعادت ابدى مشرف شوند . اين بشنيد خوشحال شد و مفاخر گشت و به جان و دل قبول كرد . از شوق سه شوط ديگر زياده ساخت ، و به اين امر شريف مأمور شد و اقدام نمود . مدت سى و سه سال « 21 » و درين مدت هشتاد كس ازين بزرگوار تربيت يافتند ، كه تربيت كرده هشتاد پيغمبر « 22 » بودند در عالم ارواح ( و ) در عالم شهادت از باطن اين بزرگوار تربيت يافتند و به كمال رسيدند . اما نسبت « 23 » ارادت در ميان ايشان « 24 » نبود ، و
هامش
( 1 ) - ب : + را
( 2 ) - ب : - ترا
( 3 ) - ب : به يكبار شب
( 4 ) - ب : + پيش آمد
( 5 ) - ب : قافله افتاد
( 6 ) - ب : - بيخ
( 7 ) - ب ، ت : آنجا
( 8 ) - ب : آواز
( 9 ) - ت : بسمع
( 10 ) - ب : - آن
( 11 ) - الف : مجاهده
( 12 ) - ب : اين
( 13 ) - الف : اين
( 14 ) - ت : ازين
( 15 ) - ب : دولت ميسر نخواهد شد
( 16 ) - ب : برخواست
( 17 ) - ب : به مقصود
( 18 ) - ب : آنجا
( 19 ) - ب : آنجا
( 20 ) - ب : - از
( 21 ) - ب : سى سال
( 22 ) - ب : نفر
( 23 ) - ب : نيت
( 24 ) - ب : - ايشان