[ باب سىام در تذكرهء احوال شيخ سمعان سمنانى قدس الله تعالى سره ]
باب سىام در تذكرهء احوال شيخ سبحانى ، آيت رحمت « 1 » رحمانى ، و عارف به معرفت قرآنى « 2 » ، و عالم به مغفرت غفرانى ، و جامع عالم پريشانى ، شيخ عالم و برگزيدهء نسل آدم ، شيخ سمعان سمنانى قدس الله تعالى سره و رحمة الله عليه ، كه مردى بود در كمال قدر و منزلت ، و رفيع الشأن و بلندمرتبه در عالم ظاهر « 3 » ، به نوعى كه جميع سلاطين را در مشورت احتياج با وى بود در امور ملكيه ، زيراكه بسى صاحب تدبير بود ، و تفرس قوى داشت ، و ادراك بلند . و حافظ كلام بود كه شب در ميان ختم قرآن مىكرد .
و قواعد قرآن را نيكو ضبط داشت . و راتبهء آن بزرگوار آن بود كه هر زمان كه ختم قرآن مىكرد ، ختم رسول مىفرمود ، كه چندين مسلمانان عاجز و كوتهدست را ازين ختم فيض مىرسيد . اما در اوايل حال مردى بود عسس « 4 » . و در عسسى به نوعى « 5 » ضابط كه هيچكس را ياراى شبگردى بىدستورى او « 6 » نبود . و ضبط شهر به نوعى كرده بود كه اگر فلسى در روى بازار افتادى ده روز ايستادى كه كسى او را تصرف نتوانستى كردن غير از صاحب آن « 7 » و ازين منصب مال بىنهايت گرد آورده بود « 8 » .
مدتى برين گذشت . و از ضبط او خبر به پادشاه رسيد كه فلان عسس چنان ضبط دارد در شهر كه « 9 » كسى به كسى نمىتواند تيز نظر كردن ، چه جاى آنكه با يكديگر تعدى كنند . پادشاه گفت : گر اينچنين « 10 » باشد ، مناسب آن است كه در ملازمت پادشاه باشد . آن بود كه « 11 » پادشاه او را از عسسى بيرون آورد « 12 » و به خدمت برد . چون سلطان مرد زيرك و صاحب تفرس بود نظر در حال او انداخت . ديد كه عجب مرد قابلى ، و در وى حكمت بالغى و تفرس قوى « 13 » . در مقام تربيت شد و نيك تربيت كرد . و علوفه اعلا تعيين كرد ، و محرم حرم « 14 » ساخت « 15 » ، و محرم راز نيز « 16 » . و در مشورت مقدم بر همه اميران خود داشت . و در امور به رأى او عمل مىكرد « 17 » ، همان نوع « 18 » مىشد كه او مىگفت .
و عادت وى آن بود كه هر مسلمانى را كه حاجت به پادشاه افتادى ، بلا توقف به پادشاه رسانيدى و حاجت او را برآوردى . ازينجهت مردم هميشه « 19 » به دعاى خير او مشغول بودندى .
هامش
( 1 ) - ب : - رحمت
( 2 ) - ب : - و عارف . . . قرآنى
( 3 ) - ت : ظاهرى
( 4 ) - ب : مرد عسس بود
( 5 ) - ب ، ت : برنهجى
( 6 ) - ب : - بىدستورى او
( 7 ) - الف ، ت : - آن
( 8 ) - ب : بىنهايت داشت
( 9 ) - ب : - كه
( 10 ) - ب : + كس
( 11 ) - الف ، ت : - آن بود كه
( 12 ) - ب : عسسى برآورد
( 13 ) - ب : - و در وى . . . قوى
( 14 ) - ت : + خود
( 15 ) - ب : گردانيد
( 16 ) - ب : - و محرم . . . نيز
( 17 ) - ب : در امور عمل براى او مىكرد
( 18 ) - ب : + هم
( 19 ) - ب : - هميشه