[ باب هيجدهم در تذكرهء احوال شيخ علوى شيخ شهاب الدّين هروى قدس الله تعالى روحه ]
باب هيجدهم در تذكرهء احوال « 1 » شيخ علوى ، و پيرو شرع « 2 » نبوى ، و دشمن مال دنيوى ، و طالب ملك اخروى ، بىهمتاى عصر ، شيخ شهاب الدّين هروى قدس الله تعالى روحه العزيز ، كه مردى بود در كمال مرتبه و درجه . و از سادات صحيح النسب عرب بود « 3 » . و در صحت نسل او كسى را ياراى سخن « 4 » نبود . و جميع علامات و آيات جبينى « 5 » حضرت سيد الثقلين صلى الله عليه و اعلى آله و اصحابه و سلم در جبين مبارك آن بزرگوار ظاهر ، و خلق نيكو در ذات او « 6 » پيدا بود . و سبب « 7 » توطن او در ملك هرات « 8 » 54 آن بود كه والد آن حضرت قدس سره العزيز ، شريف بركات ، به تقريب تجارت آمده در « 9 » شهر هرى كدخدايى « 10 » قبول كرده بود . و زوجهء او نيز سيده بود . حضرت سيادتمآب در رحم مادر بود كه والد او ، شريف بركات ، از عالم رخت برداشت . بعد از سه ماه ، بزرگوار به فضاى « 11 » عالم وجود رخت كشيد . بعضى خواستند كه نام شريف بركات « 12 » بر وى بگذارند . اما بر شانهء راست آن بزرگوار همين اسم نوشته متولد شده بود . و جد مادر « 13 » آن بزرگوار مردى بود صاحب ولايت ، او گفت : نام پدر به چه كار آيد ؟ مرد آن است پدر خويش باشد ! اين فرزند من نام به خود دارد ، چرا بايد تغيير دادن ؟ آخر همان نام كه مكتوب بود بگذاشتند . و جد آن بزرگوار به والدهاش گفت : اى فرزند عزيز من ! اگر خواهى كه سعادت دنيا و منزلت آخرت يا بى ، اين فرزند خود را نيك محافظت كن و بىطهارت شيرش مده ، و لقمه به شبه غذايش « 14 » مكن كه در پيش خدا آثم خواهى شد كه طفل فرخنده طالع است ، و صاحب ولايت و كرامت خواهد شد ، و امور غريبه از وى مشاهده خواهد گشت ، و لسان « 15 » او لسان الغيب است ، كه كلام لاريبى بر وى خواهد جارى گشت . درين وقت حضرت بزرگوار سهروزه بود « 16 » . چون اين « 17 » سخنان از جد خود « 18 » مىشنيد ، هر زمان سرى مىجنبانيد و ابرو گره مىكرد ، و چهره ترش « 19 » . جدش معلوم كرد كه اين افعال او از چه رهگذر است « 20 » . گفت : اى فرزند ! تو شهاب الدينى و شهاب را فيض عام است و مزيل ظلمت است ، ترا ازين حكايتهاى من چرا ناخوش مىآيد ؟ غرض من نه آن است كه افشاى راز تو مىكرده
هامش
( 1 ) - ب : - احوال
( 2 ) - ب : - شرع
( 3 ) - ب : - بود
( 4 ) - متن تق ، جميع نسخ : سخت
( 5 ) - ب : آيات حسنى
( 6 ) - ب : - او
( 7 ) - ب : - سبب
( 8 ) - ب : + بنا بر
( 9 ) - ب : + ملك
( 10 ) - ت : كداخديى
( 11 ) - متن تق ، جميع نسخ : به فزاى عالم
( 12 ) - ب : - بركات
( 13 ) - ب ، ت : مادرى
( 14 ) - ب : غزايش
( 15 ) - الف : - و لسان
( 16 ) - ب : - حضرت بزرگوار . . . بود
( 17 ) - ب ، ت : + نوع
( 18 ) - ب : - خود
( 19 ) - ت : + ساخت
( 20 ) - ب : - معلوم كرد . . . است