هر متاع مناسب به تكرار برگذار كرد « 1 » ، بعده در مقام نصيحت شد . حضرت سلطان به طوع و رغبت هرچه او گفت قبول كرد ، چونكه در دل آينهصفت آن سلطان بزرگوار بود كه اين نوع كسى خواهد پيدا شد كه نام اينست . « 2 » بزرگوار گفت : اى بابا ، نام تو چيست ؟ حضرت خواجه نام خود گفت . حضرت سلطان دانست كه اين كس آن كسى است كه من پيش وى خواهم مسلمان شدن « 3 » ، به قول آن پير كه مرا روز اول خبر داده بود . گفت : اى بابا ! هرچه گويى قبول دارم . اما « 4 » از حقيقت اين فعل خود « 5 » كه الآن كرديد خبر بدهيد ، خواجه گفت : از كدام فعل ما خبر مىطلبى ؟ حضرت سلطان گفت : از آنكه سر به زمين « 6 » زديد و از مايان پرهيز نكرديد ، و نگفتيد كه اموال و اشياء ما را مبادا كه بگيرند . حضرت خواجه فرمود كه : اى پادشاهزاده ! دنيا جاى بودن نيست ، و مال و جاه او را وفا نمىباشد ، بلكه « 7 » دشمنى است از دشمنان كه « 8 » روز قيامت آمنا به و صدقنا به سبب او صاحبش « 9 » گرفتار دوزخ خواهد شدن ، « 10 » و ديگر « 11 » دنيا منزليست از منازل آخرت ، و جاى سفر است ، و مايان مسافرانيم ، و مسافران را توشه راه و استعداد بسيار مىبايد . مايان آن « 12 » فعل كه به جاى آورديم توشهء راه و استعداد آخرت كرديم . پرسيد كه : آخرت چيست ؟ خواجه گفت : آخرت عبارت از جايى است كه در آنجا دختران صاحب جمال ، و ميوههاى بالوان و طعامهاى گوناگون ، و لباسهاى نفيس ، و سرايهاى منقش آراسته است . و در آنجا هرگز مردن نيست « 13 » از براى همچنين مردم كه « 14 » هر روز پنج وقت اين فعل از ايشان به وقوع مىآيد . و هركس كه اين فعل « 15 » نمىكند جاى ديگر است ، كه او را دوزخ مىنامند . كه پر از مار و كژدم است . در آنجا اندازند و عقوبتهاى مختلف مىكنند .
حضرت سلطان چون اين نصيحت از زبان مبارك « 16 » حضرت خواجه قدس الله تعالى سره العزيز بشنيد ، ترسى « 17 » در دل او مستولى شد ، و هراسان گشت . گفت : اى مقرب درگاه ! بگوى آنچه گفتنى است . حضرت خواجه گفت بگوئيد « 18 » : اشهد ان لا إله إلّا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله . حضرت سلطان قدس الله تعالى « 19 » سره العزيز نيز گفت . بعد از آن پرسيد كه محمد چه نوع
هامش
( 1 ) - ب : متاع مناسب تحفه آوردند بعده
( 2 ) - ب ، ت : پيدا شد ، غالبا آن كس همين است
( 3 ) - ب : مسلمان شدند
( 4 ) - ب : الا
( 5 ) - ت : - خود
( 6 ) - ت : بر زمين
( 7 ) - ت : بلك
( 8 ) - ب : - كه
( 9 ) - ب : - صاحبش
( 10 ) - ب : خواهد شدند
( 11 ) - ب : + آنكه
( 12 ) - ب : اين
( 13 ) - ب : - و در آنجا . . . نيست
( 14 ) - ب : براى آن كسانيست هر روز
( 15 ) - ب : + را
( 16 ) - ب ، ت : - مبارك
( 17 ) - ب ، ترس
( 18 ) - الف ، ت : - بگوئيد
( 19 ) - ب : - الله ، ت : - الله تعالى